امريكا براى شما هيچ فايده‏ اى ندارد

امام خمینی:

حالا هم من به اين آقايانى كه اهل سدادند، اهل صلاحند، منتها اعوجاج فكرى دارند، [مى‏ گويم كه‏] امريكا براى شما هيچ فايده‏ اى ندارد، ديگر گذشت آن وقت. امروز آنى كه براى شما براى دينتان براى دنياتان فايده دارند اين ملت‏ اند، اين ملت پابرهنه است. آن ملت سرمايه‏ دار هم به درد شما نمى‏خورند، آنها همه براى خودشان مى‏ كشند، شماها را مى‏ خواهند آلت دست قرار بدهند. اين منافقين هم به درد شما نخواهند خورد، هر روزى كه اين منافقين قدرت پيدا كنند سر شما را هم مى‏ برند؛ براى اينكه شما لا اله الّا اللَّه‏ مى‏ گوييد، آنها با لا اله الّا اللَّه‏ مخالف‏اند. آنها توحيد را توحيد طبقاتى مى‏ گويند. آنها معاد را همين جا مى‏ دانند، همين دنيا. آنها غير اين دنيا چيزى را قائل نيستند، اما شما قائليد. آن روزى كه اينها پيروز بشوند- خداى نخواسته- شما فداى آنها خواهيد شد، شما را پل قرار داده‏ اند براى پيروزى، وقتى كه رفتند اين پل را عقب خودشان خراب مى‏كنند، آنها مزاحم نمى‏ خواهند.

صحيفه امام    ج‏15    31   

با حاکمان مرفه پیروزی به آخر نمی رسد

بايد ما متوجه باشيم، ملت ما متوجه باشند كه وقتى كه مجلسشان يك مجلسى است كه از طبقه متوسط است و توى اين مجلس آن «دوله» ها و «سلطنه» ها و «سلطنتى» ها را نداريم و در دولت هم آنطور دولتهايى كه افراد مرفه سرمايه ‏دار كذا باشند نداريم، در ارتش هم آن افراد سپهبد و كذايى كه املاك بى‏ اندازه داشتند و آپارتمانهاى چندين طبقه داشتند نداريم، اين مملكت محفوظ مى‏ماند. آن روزى كه هر يك از شماها را ملت ديد كه داريد از مرتبه متوسط مى‏ غلتيد به طرف مرفه و دنبال اين هستید كه يا قدرت پيدا بكنيد يا تمكن پيدا كنيد، مردم بايد توجه داشته باشند و اينطور افرادى كه بتدريج ممكن است يك وقتى خداى نخواسته پيدا بشود، آنها را سر جاى خودشان بنشاند. اگر ملت مى‏خواهد كه اين پيروزى تا آخر برسد و به منتهاى پيروزى كه آمال همه است برسد، بايد مواظب آنهايى كه دولت را تشكيل مى‏دهند، آن كه رئيس جمهور است، آن كه مجلس هست، مجلسى هست، همه اينها را توجه بكنند كه مبادا يك وقتى از طبقه متوسط به طبقه بالا و به اصطلاح خودشان مرفه به آن طبقه برسد ..

صحيفه امام، ج‏16، ص: 22

 

 

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 21:3 | لینک  | 

برخلاف شان و جایگاه مجلس بارها در مجالس مختلف و از جمله در همین مجلس وسط سخن ناطق  دو دو کردند و هوار کشیدند تا سخن وی شنیده نشود یا رئیس جلسه تریبون سخنران را قطع کرد و بعد هم با سوء استفاده از تریبون باز خودش یکطرفه به قاضی رفت و راضی برگشت.  مثال واضحش ٰ روزی بود که در مجلس رئیس جمهور را حین نطقش مورد فحاشی و اهانت قرار دادند و دو دو گفتند و زشتی کار تا بدانجا رسید که رهبر عزیز انقلاب که بیش از همه نگران شان ارکان نظام از جمله مجلس و ضوابط حاکم برنظام از جمله آزادی بیان است احضارشان کرد و با جملاتی تند و عتاب آلود مورد خطاب قرارشان داد که "مجلس گرفتار رذیلت شد" اما در هیچیک از این موارد کلمه ای از روزی نامه های نوکر اجانب صادر نشد که حق بیان و آزادی چه شد؟ همان ها که به بهانه های واهی درصدد تطهیر فتنه گران و صلاحیت بخشی به اصلاح طلبان آمریکایی برای تسخیر مجلس بعدی اند! و با همین منظور هزار و یک توطئه و جنگ روانی را طراحی و به اجرا می گذارند تا مجلس فعلی را سیاه بنمایانند. حالا یکبار هم این اتفاق برای کسی افتاده است که هیزم آتش آنها را می آورد همان کسی که وقتی خودش از تریبون باز مجلس فحاشی می کند خواستار انعکاس کامل آن در صورت مذاکرات نیست اما حالا که باز هم حرف های ضد وحدت و قانون و موازینش موجب اعتراض به وی شده و او چند نفر را مورد هجوم فیزیکی قرار داده دست پیش می گیرد که پس نیفتد و خواستار فرصت برای ادامه حرف های شهرت بخشش می شود!  روزی نامه های فاسد مدعی آزاد ی بیان و نان به نرخ روز خور چه جار و جنجالی به پا کرده اند! راستی مصداقی بهتر از این برای ضرب المثل یک بام و دو هوا سراغ دارید؟

البته از پیروان ارباب های نشریه هتاک شارلی ابدو در داخل که جسارت به ساحت پیامبران الهی را آزادی بیان می دانند و در صفحه نخست "من شارلی ابدو هستم " را به نمایش می گذارند تا بی دینی و بی غیرتی را به تمامه فریاد زده باشند و در کسوت رسانه و خبر و روزنامه نفوذ کرده و خزیده اند جز این هم انتظاری نیست .

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 21:50 | لینک  | 

چشم تا وا می‌کنی چشم و چراغش می‌شوی

مثل گل می‌خندی و شب بوی باغش می‌شوی

شکل «عبدالله»ی و تسکین داغش می‌شوی

می رسی از راه و پایان فراقش می‌شوی

غصه‌اش را محو در چشم سیاهت می‌کند

خوش بحال «آمنه» وقتی نگاهت می‌کند

با «حلیمه» می‌روی ، تا کوه تعظیمت کند

وسعتش را ـ با سلامی ـ دشت تسلیمت کند

هر چه گل دارد زمین یکباره تقدیمت کند

ضرب در نورت کند بر عشق تقسیمت کند

خانه را با عطر زلفت تا معطر می‌کنی

دایه ها را هم ز مادر مهربان تر می‌کنی

دیده نورت را که در مهتاب بی حد می‌شود

آسمانِ خانه‌اش پر رفت و آمد می‌شود

مست از آیین ابراهیم هم رد می‌شود

با تو «عبدالمطلب» عبدالمحمد می‌شود

گشت ساغر تا به دستان بنی‌هاشم رسید

وقت تقسیم محبت شد، «ابوالقاسم» رسید

یا محمد! عطر نامت مشرق و مغرب گرفت

وقت نقاشی قلم را عشق از راهب گرفت

ناز ِلبخندت قرار از سینه‌ی یثرب گرفت

خواب را خال تو از چشم «ابوطالب» گرفت

رخصتی فرما فرود آید پریشان بر زمین

تا چهل سالت شود می‌میرد این روح الامین

دین و دل را خوبرویان با سلامی می‌برند

عاشقان را با سر زلفی به دامی می‌برند

یوسفی اینبار تا بازار شامی می‌برند

بوی پیراهن از آنجا تا مشامی می‌برند

بی‌قرارت شد «خدیجه» قلب او بی‌طاقت است

تاجر خوش ذوق فهمیده‌ست: عشقت ثروت است

نیم سیب از آن او و نیم دیگر مال تو

داغ حسرت سهم ابتر، ناز کوثر مال تو

از گلستان خدا یاس معطر مال تو

ای یتیم مکه از امروز مادر مال تو

بوسه تا بر گونه‌ات اُم ابیها می‌زند

روح تو در چشمهایش دل به دریا می‌زند

دل به دریا می‌زنی ای نوح کشتیبان ما

تا هوای این دو دریا می‌بری توفان ما

ای در آغوشت گرفته لؤلؤ و مرجان ما

ای نهاده روی دوشت روح ما ریحان ما

روی این دوشت حسین و روی آن دوشت حسن

قاب قوسینی چنین می‌خواست «او ادنی» شدن

خوشتر از داوود می‌خوانی، زبور آورده‌ای؟

یا کتاب عشق را از کوه نور آورده‌ای؟

جای آتش، باده از وادی طور آورده‌ای

کعبه و بطحا و بتها را به شور آورده‌ای

گوشه چشمی تا منات و لات و عُزا بشکنند

اخم کن تا برج‌های کاخ کسرا بشکنند

ای فدای قد و بالای تو اسماعیل‌ها

بال تو بالاتر از پرهای جبرائیل‌ها

ما عرفناکت زده آتش در این تمثیل‌ها

بُرده‌ای یاسین دل از تورات‌ها، انجیل‌ها

بی عصا مانده‌ست، طاها ! دست موسی را بگیر

از کلیسای صلیبی حق عیسی را بگیر

باز عطر تازه‌ات تا این حوالی می‌رسد

منجی دلهای پُر، دستان خالی می‌رسد

گفته بودی «میم» و «حاء» و «میم» و «دال»ی می‌رسد

نیستی اینجا ببینی با چه حالی می‌رسد

خال تو، سیمای حیدر، نور زهرا دارد او

جای تو خالی! حسین است و تماشا دارد او

(قاسم صرافان)

 

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 13:27 | لینک  | 

چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما

ای جوانان عجم جان من و جان شما

غوطه ها زد در ضمیر زندگی اندیشه ام

تا بدست آورده ام افکار پنهان شما

مهر و مه دیدم نگاهم برتر از پروین گذشت

ریختم طرح حرم در کافرستان شما

تا سنانش تیز تر گردد فرو پیچیدمش

شعله ئی آشفته بود اندر بیابان شما

فکر رنگینم کند نذر تهی دستان شرق

پارهٔ لعلی که دارم از بدخشان شما

میرسد مردی که زنجیر غلامان بشکند

دیده ام از روزن دیوار زندان شما

حلقه گرد من زنید ای پیکران آب و گل

آتشی در سینه دارم از نیاکان شما

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 11:41 | لینک  | 

آقای رئیس جمهور ! عدم توجه مردم به درخواست های مکرر شما و همکارانتان برای عدم ثبت نام دریافت یارانه نقدی را رفراندم نمی دانید؟

در قضیه ثبت نام برای دریافت یارانهٰ  که درخواست مطرح شده مبنی بر عدم ثبت نامٰ فی الواقع منافعی غیرقابل انکار برای کشور در بر داشت نتیجه اش آن شد که دیدید و دیدیم ٰ آیا فکر نمی کنید  خطر درخواست برگزاری یک رفراندم دیگر آنهم بر خلاف قانون اساسی و به منظور تائید مذاکراتی که احتمال ضررش برای بسیاری از مردم اظهر من الشمس است ٰ برای ریاست شما بر دولت بیش از همه است!؟

پ. ن 1 – بنده به توصیه  عدم ثبت نام برای یارانه عمل نموده و بسیاری از بستگانم را نیز برای عدم ثبت نام مجاب نمودم.

پ. ن 2-  اهالی تدبیر را چه می شود که تصور می کنند علیرغم همه  عهدشکنی های طرفهای مذاکره کننده با ایرانٰ باز هم مردم چشم به مذاکرات برای تامین معیشتشان دوخته اند ؟

پ. ن 3 - حسن خطر داره حسن !

 پ. ن4- راستی اگر بنا بشود برای هر موضوع که برایش صدها و بلکه هزاران مثال مشابه می شود  زدٰ رفراندم برگزار شود ٰ نظر شما در باره برگزاری رفراندم مثلا نسبت به "گران کردن حامل های انرژی و نپرداختن یارانه بیشتر به مردم یعنی اجرای نیمی از قانون هدفمندی چیست؟

و یا نظرتان در مورد برگزاری رفراندم برای وارد کردن بنزین که هیچ تاثیری بر آلودگی هوا ندارد و تعطیل کردن بنزین تولید داخل چیست؟

یا نظرتان در مورد برگزاری رفراندم برای اینکه رئیس جمهور هر چند روز یک بار به منتقدان خود توهین و هتاکی کند چیست؟

آیا با برگزاری رفراندم برای سپردن اختیار وزارت نفت به دست وزیری که قرارداد غیر نافع و بلکه مضر برای منافع ملی کرسنت را به ملت تحمیل کرده موافقید؟

آیا موافقید رفراندم برگزار کنیم ببینیم مردم وزیر صنعتی که با رها کردن قیمت خودرو موافق است موافقند یا نه؟

آیا رفراندم در مورد مقبولیت وزیر مسکنی که جز حرف چیزی برای ارائه در بخش مسکن ندارد و مسکن مهر را هم به تعطیلی می کشاند را قبول دارید؟

اصلا با وزارت وزرایی که با پول این ملت و بدون رعایت ضوابط قانونی بورسیه شده و به انگلستان رفته و مدرکی گرفته اند و در بازگشت حامی و خدمتگزار سران فتنه بوده اند موافقید؟

آقای روحانی صلاح می دانید رفراندومی برگزار کنیم تا ببینیم مردم صلاحیت کسانی را که شب تاسوعا به دلیل پیش گویی یک احمق چینی مبنی بر وقوع زلزله با هلی کوپتر به سد لتیان می روند تا اسکی روی آب بازی کنند برای  پست فعلی شان قبول دارند یا نه؟

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 15:26 | لینک  | 

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم

بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم

الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد

مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم

جهان پیر است و بی‌بنیاد از این فرهادکش فریاد

که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم

ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گل

بیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرق چینم

جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی

که سلطانی عالم را طفیل عشق می‌بینم

اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست

حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم

صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز

که غوغا می‌کند در سر خیال خواب دوشینم

شب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعین

اگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالینم

حدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد

همانا بی‌غلط باشد که حافظ داد تلقینم

 

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 11:35 | لینک  | 

بر اساس بند ط تبصره 16 لایحه بودجه پیشنهادی دولت برای سال 94 :

تبصره 16

ط: به دولت اجازه داده میشود تا كلیه مشمولان خدمت وظیفه عمومی كه بیش از ده سال غیبت دارند با پرداخت جریمه مدت زمان غیبت، معاف نماید.

تمام درآمدهای حاصل از اعطای معافیت های مشمولان مذكور به حساب درآمد عمومی كشور موضوع ردیـف 150128 نـزد خزانـه داری كـل كشـور واریـز و تـا سـقف ده هـزار میلیارد(10.000.000.000.000) ریال آن در قالب ردیف 135-530000 بابت تقویت بنیه دفاعی نیروهای مسلح مطابق موافقتنامه متبادله با سازمان مدیریت و برنامه ریـزی كشـور هزینه خواهد شد. آیین نامه اجرایی این بند مشتمل بر تعرفه های گروههای مختلف تحصیلی و مدت زمان غیبت به پیشنهاد وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح به تصویب هیأت وزیـران خواهـد رسید.

 به دعوت  برنامه مناظره که روزهای جمعه ساعت 16:30 از شبکه یک سیما پخش می شود اگر مشکل پیش بینی نشده ای پیش نیاید فردا در این برنامه با موضوع جریمه مشمولان غایب میهمان خواهم بود . نظرات شما در قالب کامنت می تواند در این بحث مورد استفاده قرار گیرد. پیشاپیش از همراهی و مساعدتی که می فرمائید متشکرم.

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 18:41 | لینک  | 

روز گذشته ایمیلی به دستم رسید از دوستی که اگر درست در خاطرم باشد دانشجوی دکتری در دانشگاه امیرکبیر است ایشان مستنداتی از میزان معلومات آقای متخصص فیزیک بدست داده که با تشکر و کسب اجازه از ایشان بد نیست شما هم آن را بخوانید:

سلام،
شیرزاد در دانشگاه تهران گفته:

دلواپسان حتی درکی از آب سنگین و سبک اراک ندارند، اما اظهارنظر می کنند
http://iscanews.ir/news/168980

نماینده سابق مجلس افزود: بحث توانمندی استراتژیک سیاست ایران، پرهیز از سلاح است. برخلاف دلواپسان ما به عنوان مدافع نظام قبول داریم که سلاح هسته ای به ضرر ماست و در این زمینه فتوای رهبری را داریم. مشکل ما با آقایان این است که مسئله هسته ای را ناموس کردند و زمانی که مسئله ای ناموسی شود نمی شود بر روی آن مذاکره کرد. همچنان که بر روی عقیده و ایدوئولوژی نمی توان مذاکره ای انجام داد. مشکل اینجاست که لایه های دلواپسان حتی درکی از آب سنگین و آب سبک اراک ندارند اما در خصوص آن اظهارنظر می کنند.

گزارش فارس:

احمد شیرزاد: چرا موضوع هسته‌ای را ناموسی کرده‌اید؟/ رآکتور اراک مضر است/ به هیچ دستاورد هسته‌ای نرسیده‌ایم

وی در پایان اظهارنظر فنی هم نمود و ابراز داشت: رآکتور آب سنگین اراک بسیار مضر است و حادثه چرنوبیل از این دست رآکتورها را در خود داشت و حالا در طرف غربی در مذاکرات جمهوری اسلامی ایران می‌گوید که آب سنگین این نیروگاه را با آب سبک عوض کند و این برای ما نیز بهتر است.

​​http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930926000952

جالب اینه که نه آب سنگین بد و خطرناکه (کلی کشورها استفاده می‌کنن) و نه اصلاً چرنوبیل آب سنگین بوده! چرنوبیل «آب سبک گرافیتی» بوده که مسئولین کلی توضیح دادند که بوشهر آب سبک از نوع دیگری است که امنیت بهتری دارد. این بنده خدا همه آب سنگین‌ها و سبک‌ها را یک کیسه کرده و تازه حالیش نبوده که چرنوبیل آب سبک بوده. یعنی غلط اندر غلط اندر غلط!

این فهرست را ببینید:

http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_nuclear_reactors
هر جا نوشته شده PHWR یعنی آب سنگین. ببینید این همه رآکتور به این شیوه در دنیا ساخته شده و کاملاً مرسوم هست، قضیه را به چرنوبیل ربط داده که اصلاً آب سنگین نبوده، بلکه رویه‌های حفاظتی مشکل بوده. به طور مثال هند را نگاه کنید که بیشتر رآکتورهایش PHWR است.

در این متن​ که از فهرست تهیه شده توسط IAEA استخراج شده، نوع رآکتور چرنوبیل LWGR‌ (سرنام light water graphite reactor یا گرافیتی آب سبک) ذکر شده و نوع رآکتور اراک در منابع مختلف PHWR (آب سنگین تحت فشار) ذکر شده است و این یعنی حرف ایشون 100% حرف مفت بوده و لااقل نرفته ببینه که رآکتور چرنوبیل چی بوده!

http://en.wikipedia.org/wiki/Chernobyl_disaster

نسخه جدید این فهرست این‌جاست و رآکتور چرنوبیل که دچار حادثه شد، تحت نام Chernobyl-4 ذکر شده است.

http://www-pub.iaea.org/MTCD/Publications/PDF/rds-2-34_web.pdf

​این دقت هم لازم است که همه رآکتورهای آب سبک و همه رآکتورهای آب سنگین یک جور نیستند که بخواهیم همه را با هم قر و قاطی کنیم.

​اگر چنین گافی از این طرف بود، فرد گافنده را سرخش می‌کردند!​

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 19:7 | لینک  | 

در جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389 پستی نوشتم تحت عنوان " نترسید! نترسانید " پیشنهاد می کنم با کلیک روی عنوان " نترسید! نترسانید " آن را بخوانید . تا اولیای خدا و دوستان شیطان را بر اساس آیه قرآن و تفسیر بهترین مفسرانش بشناسید!

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 19:20 | لینک  | 

در رسانه ها آمده بود که :

شیرزادٰ  عضو حزب منحله مشارکت در جلسه ای در دانشگاه تهران در باره مسائل هسته ای اظهار نظرهایی نموده است که حاکی از عبث بودن تلاش مسئولین نظام برای حفظ دستاوردهای علمی و فناوری صنعت هسته ای است . وی و همپالکی مهمل گویش  مسمی به زیباکلام در این جلسه مدعی شده اند که اساسا صنعت هسته ای فاقد هر گونه دستاورد علمی و فناوری بوده و اصرار مسئولین نظام بر حفظ دستاوردهای آن  بر خلاف منافع ملت! استٰ همان ادعایی که مسئولین آمریکایی از کنگره گرفته تا وزارتخارجه و سازمان سیا علیرغم تلاششان برای متوقف نمودن پیشرفت هسته ای کشورمان بارها بر زبان آورده اند.

سخنان این خود باختگان ترسو و و مهمل گو که در سوابق اظهار نظرهایشان مبارزه با اسرائیل  نیز برخلاف منافع ملی! و بوسیدن چکمه های رضاخان سند افتخار برشمرده شده است و با کمال تاسف و در اثر تسامح و نادیده گرفتن شرایط قانونی عضویت در هیئت علمیٰ از سوی مسئولین وزارت علوم و تحقیقات و فناوریٰ عضویت در هیئت علمی دانشگاه را هم بر خلاف ضوابط یدک می کشند تا حدی بی مبنا و سخیف است که ارزش بحث و تجزیه و تحلیل نداردٰ لکن جا دارد برای آشنا تر شدن با هویت و روحیات و مبانی تفکر و شخصیت این قماش باصطلاح روشنفکران که ریشه این قبیل اظهارات و سخنان بی مبنا است ٰبه اظهار نظری در مورد واقع بینی! و لزوم ترسیدن از آمریکا! و کنار آمدن با شیطان بزرگ ! که از سوی آنان و در سالهای حاکمیت اصلاح طلبان آمریکایی بر مجلس ششم عنوان شده پرداخته شود.

جلودار این سنخ وادادگان و عضو ارشد سازمان منحله باصطلاح مجاهدین انقلاب اسلامی (بهزاد نبوی باصطلاح چریک پیر!)  در سال 81 در حالیکه کرسی نایب رئیسی مجلس شورای اسلامی را نیز اشغال نموده در باره لزوم ترسیدن از آمریکا و عدم مقابله با ابرقدرت جهان چنین افاضه می فرماید:

". . .  در واقع هیچ منطق و عقل سلیمی حکم نمی کند که یک کشور جهان سومی – حتی اگر همه ملت پشتیبان حکومتش باشند و همه این ملت مسلح – به جنگ نظامی با آمریکاٰ ابرقدرت جهان روند. در واقع خدا و تاریخ ٰ سردمداران ملتی که آن کشور را به جمگ با ابرقدرت جهان بکشانندٰ نخواهد بخشید. این سخنان را که می گویمٰ  شاید برخی جبهه بگیرند که فلانی از آمریکا می ترسدٰ بله به خاطر کشورم ٰ مردم و انقلابم از آمریکای تا بن دندان مسلح می ترسم" روزنامه اعتماد 28 مهر 81 صفحه سیاسی

این جلودار ترسو که معلوم نیست در قضیه پس دادن جاسوس های آمریکایی  که نمایندگی ایران را برعهده داشت با منافع ملت چه معامله ای کرده است در مصاحبه دیگری افاضه می کند:

" مسلم است که می ترسم! کیست که از آمریکای تا بن دندان مسلح که در عراق خود را چنین نشان داد و هیچ احترامی برای استقلال دولت ها قائل نیستٰ نترسد!؟ بلهٰ  من می ترسمٰ ظاهرا آمریکایی ها هرکاری بتوانند می کنندٰ سازمان ملل متحد یا حتی افکار عمومی غرب هم اهمیت ندارد." ماهنامه گزارش 15 خرداد 82ٰ صفحه 14


همزمان با این افاضاتٰ متملقین جلودار ترسیده از آمریکا و از جمله شیرزاد !! نفوذی مجلس ششم برای تئوریزه کردن و موجه جلوه دادن ترس از قدرت و زور و تسلیم در برابر قلدران در صفحه 2  روزنامه یاس نو مورخ 2 اردیبهشت 82 چنین می نویسد:

" برای ترسیدنٰ شعور ترس لازم است. بعضی ها ممکن است نترسندٰ چون شعور درک خطر را ندارند! شواهدی که در هفته های اخیر از تحلیل های بعضی از تحلیلگران دیدیمٰ نشان می دهد که پاره ای از آقایانٰ اصولا اطلاع دقیق و درستی از توان تسلیحاتی پیشرفته و سیطره اطلاعاتی آمریکا و دیگر کشورها و نقاط واقعی قوت و ضعف طرف مقابل ندارند. این بی اطلاعی عمدتا به دلیل سیطره تئوری های ذهنی و تحلیل های باصطلاح ارزشی است که صاحبان آن را عمدتاٰ اسیر عینک خاص پیشداوری های تنگ نظرانه و کور کننده کرده است."

جا دارد آقای رئیس جمهور که همواره منتقدین شکل تلاش برای حفظ دستاوردهای هسته ای را با عناوین مختلف "بی شناسنامه" و "بی سواد" و "تازه به دوران رسیده" می نوازند و مسئولین سیاست خارجی شان نیز اظهارات منتقدین را مخل پیشرفت تلاش ها برای حفظ حقوق هسته ای ملت می دانندٰ  در باره این اظهارات نیز که پس از دعوت آقای رئیس جمهور از دانشگاهیان برای اظهار نظر در مورد مسئله هسته ای مطرح می شود نیز ابراز لطفی بفرمایند و نظرشان را با دادن برچسب یا عنوانی ابراز نمایند! به راستی این اظهارات پشت مذاکره کنندگان در مورد هسته ای را خالی نمی کند! خصوصا که از سوی کسانی ابراز می شود که مدعی همراهی و حمایت از دولت و شخص آقای رئیس جمهور نیز هستند.

به راستی داشجویان و اساتیدی که در انتخابات 88 به میرحسین رای دادند می پذیرند کسی یا کسانی در کسوت استاد دانشگاه و نماینده فکری آنان تا این حد زبون و ذلیلانه در برابر قدرت های پوشالی استکبار ابراز عجز و درماندگی کنند؟

پ . ن . یاد ضرب المثلی افتادم که می گفت " قلیچو ول کن قلوچ را بچسب"!

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 15:17 | لینک  |