خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَيْرِكَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلاَّ لَكَ‏

كسى كه بر غير تو وارد شود محروم است و آنكه به غير تو رو كند زيانكار است

وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلاَّ بِكَ وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلاَّ مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ‏

و هر كه به درگاه غير تو رود محتاج گشته و هر كه از غير فضل و كرم تو درخواست كرد بى ‏برگ و نوا گرديد

بَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِينَ وَ خَيْرُكَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبِينَ وَ فَضْلُكَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِينَ

درگاه لطف تو به روى مشتاقان باز و خير و احسانت براى طالبان‏ مبذول است و فضل و كرمت براى سائلان مباح

وَ نَيْلُكَ مُتَاحٌ لِلْآمِلِينَ وَ رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاكَ وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاكَ‏

و عطايت براى اميدواران مهيا و رزقت براى اهل معصيت هم گسترده است و حلمت بر هر كه رو به تو آورد متوجه است

عَادَتُكَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِيئِينَ وَ سَبِيلُكَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِينَ‏

و عادتت احسان به بدكاران است و طريقه ‏ات مدارا با سركشان

اللَّهُمَّ فَاهْدِنِي هُدَى الْمُهْتَدِينَ وَ ارْزُقْنِي اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِينَ وَ لاَ تَجْعَلْنِي مِنَ الْغَافِلِينَ الْمُبْعَدِينَ وَ اغْفِرْ لِي يَوْمَ الدِّينِ‏

اى خدا مرا به راه هدايت رهبرى فرما و مرا نصيب گردان كوشش جهد كنندگان به طاعتت را و از غافلان دور از رحمتت مگردان و از گناهم روز جزا درگذر.

 

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 19:39 | لینک  | 

از جنوب و غرب تا شرق و شمال
گشته ام در بین اشباح و رجال

کیست تا از مرگ من پروا کند
یا به روی غربتم در وا کند

آب می جویم ولیکن در سراب
کوفه بازار است این شهر خراب

می زنم بر گرد آتش بال بال
تا بنوشم شعله مرگ حلال

«مرگ» آغاز جهانی دیگر است
عاشقان را مرگ جانی دیگر است

آن که در خون عشق بازی می کند
تا قیامت سرفرازی می کند

ای خداوندان مُـلک عافیت
والیان مسند اشرافیت

من یقین دارم مسلمان نیستید
چون ولی را تحت فرمان نیستید

من در این آشفته بازار شما
پرده بر می دارم از کار شما

نصرت حق را چو باور داشتم
با علی دست از دهان برداشتم

آه از تزویر خلق دلق پوش
مردم گندم نمای جو فروش

آه از این، گرگهای میش خوار
وین همه مستغنی درویش خوار

یاد دارم روزگار پیش را
مردم نزدیک دوراندیش را

هر که بارش بیش سر در پیش داشت
یک گلیم کهنه ده درویش داشت

شیوه همسایگی در پیش بود
نوش در کام همه بی نیش بود

حرص مردم را اسیر خویش کرد
خلق را یکباره نادرویش کرد

خلق دلواپس تراز دیروز خویش
سرگران از یأس هستی سوز خویش

سینه ها در آتش تشویش ها
هفت اقلیم است و نادرویش ها

موجهای خسته سر درگمی
پس چه شد حال و هوای مردمی

از چه رو مردم فریبی می کنید
با هم احساس غریبی می کنید

ای دل آشوبان زخوف و اضطراب
چرخد از خون شما، هفت آسیاب

ای شرارت پیشـِگان هرزه گرد
در کجا بودید هنگام نبرد

در کجا بودید وقتی جنگ بود
عرصه بر شیران عالم تنگ بود

ای کمند اندازها از پیش و پس
توسن سرکش نگردد رام کس

دام بر چینید ما مرغ دلیم
ماهی گرداب و دور از ساحلیم

مابه صید طور مولا رفته ایم
در پناه او به بالا رفته ایم

یوسف والا زکنعان دور کرد
چشم ظاهربین ما را کور کرد

لیک چشم باطن ما را گشود
هر چه را دیدیم جز مولا نبود

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 20:59 | لینک  | 

جلسه غيرعلني مجلس شوراي اسلامي مورخ سه شنبه هجدهم فروردين ماه 94 كه با حضور آقايان ظريف و صالحي و به منظور ارائه توضيحات و پاسخ به سوالات نمايندگان در باره مذاكرات لوزان تشكيل شد حواشي داشت كه عليرغم تاكيد مقررات مبني بر محرمانه ماندن محتواي اينگونه جلسات و تاكيد رئيس مجلس در اين باره ، متاسفانه از سوي برخي افراد  نماينده از جمله درويش پور رعايت نشد و مطالب كذبي در اختيار  رسانه هاي فرصت طلب قرار داده شده (اينجا) كه براي تنوير افكار عمومي توضيحاتي به شرح زير ارائه مي گردد:

1-    اصولا در جلسه با وزير خارجه و آقاي صالحي امكان و اجازه صحبت به نمايندگان داده نشد و جلسه با توضيحات عمدتا تكراري وزير خارجه و آقاي صالحي و به صورت يكطرفه ختم شد.

2-    در جلسه هيچ راي گيري صورت نگرفت تا معلوم شود كه توضيحات ارائه شده چه تعداد از نمايندگان را قانع كرده و چه تعداد هنوز ابهام دارند و در نتيجه ادعاي اينكه مجلس قانع شد حرف بي مبنا و دروغي است.

3-    در جلسه مذكور در ميان صحبت هاي آقاي صالحي در زمينه مسايل فني صحبت ها و اعداد و ارقامي ارائه شد كه در گذشته اي نه چندان دور خود ايشان و نمايندگان ايشان در سازمان انرژي اتمي خصوصا در بازديدي كه از سايت نطنز داشتيم خلاف آنها و صد در صد عكس آنها را بيان كرده بودند كه در صورت قبول آمار و اعدادي كه امروز بيان كردند معناي بسيار بد و ناگواري قابل برداشت است (و متاسفانه از بيان آن معذورم) كه من در اين لحظه به دليل بسته بودن تريبون با صداي بلند مطلب را به ايشان و حاضرين گوشزد كردم و هيچ اعلام مخالفت به شكل بيان "دو" نه از من و نه از كس ديگري از جمله آقاي رسايي انجام نشد و در اين مورد نيز آقاي درويش پور دروغ گفته اند. البته در حين عرايض من كه مجلس در سكوت كامل گوش مي داد يكي دو تن از اعضاي فراكسيون حامي رئيس مجلس از جمله يكي از نمايندگان گيلان در راستا ي مخالفت و اعتراض سر و صداهايي كردند.

4-    حجه الاسلام حسينيان نيز براي اعلام مراتب تعجب خود در مورد تناقضات فرمايشات آقاي صالحي نزد ايشان رفته بود كه مورد تهاجم و تعرض سخنگوي فراكسيون رهروان قرار گرفت.

5-    در صورت ادامه انتشار دروغ و ياوه از جلسه اي كه قرار شده و قانونا هم بايد محرمانه بماند مراتب حقيقت به اطلاع جويندگان آن خواهد رسيد.

پ.ن 1- يكي از دو گويان در جلسه غيرعلني مجلس در اين عكس واضح است

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 13:10 | لینک  | 

1-    همه یادشان هست که ظریف وقتی در جایی به اجنبی ها اظهار داشته بود که اگر در این مذاکرات چیزی به دست نیاید مردم (بخشی از پنجاه ممیز هفت دهم درصد) در انتخابات بعدی مثل انتخابات 84 از همفکران ظریف (که البته طرفهای مذاکره بارها علاقه و محبت خود را به ایشان اعلام نموده اند) روگردان خواهند شد.

2-    همه به خاطر دارند که کسانی که امروز طرف مذاکره ظریف هستند طی سال های بعد از پیروزی انقلاب اثبات کرده اند که با اصل انقلاب اسلامی دشمنند و از هر وسیله ای برای نابودی و یا تضعیف آن استفاده می کنند.

3-    همه خوب به خاطر دارند که در فتنه 88 همین طرفهای مذاکره چه پشتیبانی هایی از کسانی کردند که امروز تفکر حاکم در دولت از آنها به طور گسترده در پست ها استفاده می کند و قصد دارد سران  آنها را تبرئه  نیز بنماید و شعار مرگ بر آمریکا را موهوم می داند و معتقد است بدون ارتباط با آمریکا ممکن است زنده ماند اما با نان و پنیر بخور و نمیر!

4-    بنا بر این از دیدگاه طرفین مذاکره یکی از شرایط  مهم در اعلام رسیدن به نتیجه در مذاکراتٰ که البته با توجه به ماهیت استکباری طرف های مذاکره نمی تواند منافع ملت ایران را تامین کند و تنها ابزاری تبلیغاتی برای یک جریان سیاسی خاص در کشور خواهد بود ٰ زمان اعلام آن است این زمان با توجه به بند یک و دو و سه باید به اندازه کافی به یک انتخابات مهم در کشور نزدیک باشد تا همه طرفهای مذاکره (ظریف و جریان سیاسی متبوعش و سران 5+1) با استفاده تبلیغاتی از آن بهره کافی ببرند! اینکه بعد از انتخابات دلبستگان صاف و ساده به مذاکرات مواجه با سرابی بشوند مثل سراب حل صد روزه مشکلات و یا سراب به نتیجه رسیدن مذاکرات در زمان معین و محدود چندان اهمیتی ندارد کما اینکه در انتخابات قبلی و سیر مذاکرات نیز همین اتفاق افتاد و در حال افتادن است! ما همه فعالیت هایمان را تعلیق کرده ایم و آنها هیچ عجله ای برای رسیدن به نتیجه ندارند بلکه تمایل به ادامه و طولانی شدن مذاکرات هم دارند تا به دنیا نشان دهند چگونه یک ملت مقاوم و انقلابی را می شود با مسئولینی که البته فرزند آن ملت و انقلابند ولی با توجه به سوابقشان در میزان انقلابی بودنشان به شدت تردید است  پشت درهای هتل های لوزان و ژنو و . . . . تحقیر کرد!

خوشا آنانکه با عزت ز گیتی

بساط خویش برچیدند و رفتند

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 21:39 | لینک  | 

امروز در یازدهمین روز تعطیلات نوروزی داشتم در اینترنت دنبال موضوعی در مورد مذاکرات هسته ای می گشتم که تیتر جالبی نظرم را جلب کرد نوشته بود: "کار اصلی روحانیت تجارت گوشتٰ آهن و شکر نیست" ! حرف حقی بود با اندکی ابهام چرا که  گوینده فرموده بود کار " اصلی " ! با خود فکر کردم از نظر گوینده این مطلب آیا اگر روحانیت به عنوان مشغله جانبی به " تجارت گوشتٰ آهن و شکر" بپردازند اشکالی ندارد ؟!!! اگر دارد چرا گوینده گفته "کار اصلی"؟ وقتی وارد صفحه منعکس کننده این تیتر و متن مربوط به آن شدم دریافتم گوینده این مطلب (محسن رهامی) نماینده اصلاح طلبی است که در لباس روحانیت عناوین متعددی از جمله حقوقدان و دکتر و دبیرکل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها و نماینده دوره فلان و . . . . را نیز یدک می کشد و تعجبم بیشتر شد که فردی با این همه فضایل و خصوصا حقوقدان چطور به این نکته توجه نداشته که "تجارت گوشت و آهن و . . . " به هیچ وجه از وظایف اصلی و فرعی روحانیت نیست؟

پ. ن 1- با توجه به شناختی که از برخی فعالیت های بعضی ملبسین به لباس مقدس روحانیت (من غیر حق) دارم دوست داشتم از ایشان سوال کنم نظرشان در مورد گرفتن کمک از تجار گوشت و آهن و شکر!  برای هزینه های جاری و خصوصا در انتخابات از سوی برخی روحانی نماها که ارادت ایشان به آنها اظهر من الشمس است چیست؟

پ.ن 2- در حین جستجوهای خود در مورد (آقای رهامی) به خاطره ای از فرماندار سابق خدابنده (حوزه انتخابیه ایشان ) برخوردم که خواندنی است و ذیل این مطلب هم لینک و هم متن آن خاطره را نقل می کنم.

http://www.ofoghayande.blogfa.com/post-9.aspx

جهرمي عاقبت به خير نشد

در تاريخ انقلاب اسلامي نيز نمونه هاي زيادي از افرادي وجود دارد كه در ابتدا از مبارزين بودند ولي اكنون در دامن دشمن ترين دشمن هاي مردم ايران و تمامي مظلومين جهان، يعني آمريكا به نشخوار مشغولند و به اين نوع نوكري نيز افتخار مي كنند! و از اين گونه افراد در جريان اصلاحات فراوان وجود دارند.

در ماجراي اختلاس اخير در بانك صادرات نيز افرادي كه تاكنون با زرنگي و پوشانيدن چهره ي واقعي از صحنه ها گريخته بودند، گرفتار عدالت پروردگار شدند و عاقبت آن ها خير نشد. يكي از اين افراد آقاي جهرمي مدير عامل سابق بانك صادرات ايران است كه همه مردم ايران شاهد مصاحبه تلويزيوني ايشان بودند كه چگونه با فرار به جلو قصد داشت اين ننگ بزرگ كه بعلت بي لياقتي ايشان در بانك تحت مديريتش اتفاق افتاده را به ديگران نسبت داده و با كمال وقاحت، تقاضاي جايزه هم بكند.

بعد از اين جريان لازم ديدم خاطره هايي كه با آقاي جهرمي در زمان استانداري زنجان دارم را براي روشن شدن چهره ي واقعي ايشان بازگو كنم: يك سال و چند ماه بود كه بنده فرماندار شهرستان خدابنده بودم كه آقاي جهرمي استاندار زنجان شدند. بعد از گذشت حدودا 2 هفته، آقای جهرمی بنده را به استانداري خواست و راجع به اوضاع و احوال شهرستان خدابنده از من پرسيد، در جواب گزارشي از فعاليت ها و وضعيت شهرستان دادم ولي از آنجائيكه ايشان خوب گوش نمي كرد، متوجه شدم موضوع چيز ديگري است.

پرسيد: با محسن رهامي چطوري؟ - لازم به توضيح است محسن رهامي به اصطلاح دكتر محسن رهامي فعلي كه معلوم نيست چگونه دكتر شده است! وكيل مدافع جريان دوم خرداد بود كه از متهمين سياسي آن ها با ژست هاي روشنفكر مآبانه حقوق بشري دفاع مي كرد و در آن موقع نماينده ي مردم خدابنده در مجلس شوراي اسلامي بود-. گفتم: من با ايشان مشكلي ندارم ولي آقاي رهامي برخورد خوب و در شأن يك نماينده ي مجلس ندارد و بيشتر تفكر چاله ميداني دارد، ايشان در حاليكه از اين حرف من خوشش نيامده بود گفت: چطور؟ گفتم: «چندي پيش بنده در شوراي اداري استان بودم، که ايشان براي بازديد به اداره كشاورزي مي روند و به قصد بهانه جويي بايگاني اداره را زير و رو مي كند و به يك نامه اي كه روي علامت شير و خورشيد آن در جمهوري اسلامي نخورده بود، گير مي دهد و رئيس آن جا را كه فردي مسن و موجه بود را به ديوار مي چسباند و يك سيلي محكم به صورت او مي زند و بعد هم در مسجد شهر سخنراني مي كند و رسما اعلام مي كند زدن يك مسئول اداره كه چيزي نيست اگر امام (ره) پايش را كج بگذارد ما راست مي كنيم!. بنده اين اتفاقات اخير را بر اساس وظيفه به استانداري و مجلس گزارش دادم».بعد از روایت این برخورد از ايشان سوال كردم اگر كار بد و غير قانوني كردم بفرمائيد؟ كه آقاي جهرمي جوابي نداد و بلافاصله پرسيد نظرت در مورد آقاي شيخ قدرت عليخاني چیست؟ من كه تازه متوجه شدم قصد ايشان از اين مقدمه چيني ها چيست؟ گفتم: با ايشان هم مشكلي ندارم. آقاي عليخاني مسئول كميته قزوين هست كه يك پاسگاه كميته هم در شهرستان خدابنده دارند ولي اگر مدنظر شما از لحاظ فكري است بايد بگويم بله، اختلاف فكري و سليقه اي داريم. من افكار و عملكرد ايشان را نمي پسندم و قبول ندارم.

بعداز اين پاسخ در حالي كه ايشان عصبانيتش را هم نمي توانست پنهان كند،‌ با آن ژست مبتكرانه ای كه داشت گفت: پس شما نمي تواني با من كار كني! من كه متوجه عصبانيت و عجله ايشان در پاسخ دادن شدم و از طرفي هم علاقه اي نداشتم حتي يك ساعت با چنين استاندار ضعيف و وابسته اي كار كنم، گفتم: آقاي استاندار شما يكي دو هفته اي به زنجان آمديد و هنوز نمي دانيد خدابنده در كجاي استان قرار دارد، بهتر نيست ابتدا عملكرد خدابنده را ببينيد و رضايت مردم شهرستان را و بعد تصميم بگيريد، شما استاندار و نماينده ي دولت در منطقه و رئيس شوراي تامين استان هستيد و آقاي عليخاني مسئول كميته در قزوين و البته رفيق و همفكر آقاي محسن رهامي! و بنده هم فرماندار شهرستان ديگر! اين چه نوع مديريتي است كه مي خواهيد در استان اعمال كنيد؟ بالاخره بنده كاغذي برداشتم و استعفايم را نوشتم و بعد هم به فرمانداري برازجان رفتم و ايشان هم بعد از مدتي استانداري و... سر از شوراي نگهبان درآورد كه در آن جا هم در تاييد صلاحيت نيروهاي دوم خردادي نقش اساسي و تعيين كننده داشت و بعد هم با كمال تعجب وزير كار دولت آقاي احمدي نژاد شد كه بنده به يكي از نزديكان دولت عرض كردم مواظب باشيد ايشان به دولت آقاي احمدي نژاد نمي خورد و متاسفانه بعدا هم با توصيه هايي،‌ مدير عامل بانك صادرات شد و اين هم عاقبت ايشان!

خوب است همواره دعا كنيم خداوند عاقبت همه ي ما را ختم به خير كند.

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 10:40 | لینک  | 

امام خمینی:

شكستن كعبه مسئله ‏اى نيست كه بشود ازش همين طورى گذشت. اگر ما از مسئله قدس بگذريم، اگر ما از صدام بگذريم، اگر ما از همه كسانى كه به ما بدى كردند بگذريم، نمى‏توانيم [از] مسئله حجاز بگذريم مسئله حجاز يك باب ديگرى است، غير [مسائل‏] ديگر و لازم است زنده نگه داشتن اين روز؛ روزى كه اين خيانت شد به اسلام‏. صحيفه امام    ج‏20    369   

ان شاء اللَّه ما اندوه دلمان را در وقت مناسب با انتقام از امريكا و آل سعود برطرف خواهيم ساخت و داغ و حسرت حلاوت اين جنايت بزرگ را بر دلشان خواهيم نهاد، و با برپايى جشن پيروزى حق بر جنود كفر و نفاق و آزادى كعبه از دست نااهلان و نامحرمان به مسجدالحرام وارد خواهيم شد .. صحيفه امام    ج‏21    76   

 

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 17:39 | لینک  | 

کلیپ زیبای ٰ

ما سینه زدیم بی صدا باریدند

از هر چه که دم زدیم آنها دیدند

ما مدعیان صف اول بودیم

از آخر مجلس شهدا را چیدند

را در پایین نوار سمت چپ ببینید

التماس دعا

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 15:19 | لینک  | 

و نیمه شب که گل خفته را به خاک سپرد
و دانه دانه سرشک از نگاه ماه سترد
و آب را که به روی مزار گل پاشید
و آهوان هراسیده را به منزل برد
و گریه های حسن را که غرق بوسه نمود
و بغض های گلوگیر آخرش را خورد
و تا حسین بخوابد به زیر چادر یاس
قدم قدم ز در کوچه تا حیاط شمرد
و بوسه زد به سر زینب اش که نافله خواند
و دست خسته خود را به میخ در که فشرد
و شمع راهروی خانه را که روشن کرد
مشام خاطره اش را که بوی غم آزرد
نشست زانوی غم در بغل گرفت آرام
و از نبودن زهرا (س) ، علی (ع) فاطمه مرد

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 21:0 | لینک  | 

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند

در شگفتم من نمی پاشد زهم دنیا چرا

در سالی که  آغاز آن مصادف با سالگشت پریشانی جمع آل الله است به حق فاطمه سلام الله علیها و علی علیه السلام و حسنین علیهماالسلام عاقبت خیر و توام با موفقیت و سلامتی برای ملت فاطمی ایران و خوانندگان عزیز این وبلاگ آرزو می کنم

 

 

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 22:25 | لینک  | 

راستی همه کسانی که با مواضع علی مطهری در باره فتنه آشنایند می دانند که ایشان یکی از توجیهاتی که برای فتنه و راه افتادن آشوب های خیابانی که در آن جان و مال بسیاری از مردم مورد تعرض خس و خاشاک ها (نه رای دهندگان به موسوی) قرار گرفت را حرف ها و سخنان آقای احمدی نژاد در متاظره و یا در به قول ایشان جشن پیروزی می داند و این نظر خود را در مصاحبه ها و سخنرانی های متعددی که به راحتی با جستجو در اینترنت قابل مشاهده است بیان نموده و البته می گوید همانطور که باید آن خس و خاشاک ها و راهبرشان محاکمه و مجازات شوند آقای احمدی نژاد هم باید به خاطر حرف هایش که خس و خاشاک ها را عصبانی کرده محاکمه شود!

احسنت ! مرحبا!

آیا با همین استدلال آقای مطهری و بر اساس الزموهم بما الزموا علیه انفسهم اجازه هست ما بپرسیم :

آیا آقای علی مطهری با حرف هایش کسی را عصبانی نکرده و اگر کرده و موجب این وضع شده نباید به خاطر فراهم کردن زمینه و مقدمه تعرض خیابانی محاکمه شود؟

ای کاش رعایت حرمت مادر بزرگوار ایشان و همسر شهید مطهری دست دستگاه قضایی را برای سخنان زمینه ساز برای آشوب هایش را نمی بست!

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 17:1 | لینک  |