X
تبلیغات
وبلاگ دکتر مهدی کوچک زاده

غم به دل آموختم تا بلکه غمخوارش شوی

شیشه دل را شکستم تا خریدارش شوی

در غمت بیمار شد دل تا پرستارش شوی

بر سر بالین من بنشینی و یارش شوی

ور که خود یارش نمی گردی، دلآرامی بده

ما خمار آلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

نی خطا گفتم به غیر از تو کسی دلدار نیست

در دیار عاشقان غیر از تو کس دیار نیست

هر چه خواهی غیر بسیار است امّا یار نیست

گرچه در صورت بُوَد گل لیک غیر از خار نیست

ای گُلِ بی خار کامی هم به ناکامی بده

ما خمار آلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

مدّتی در کعبه دل بت پرستی کرده ام

در کمال سرفرازی رو به پستی کرده ام

اینک از صهبای باقی میل مستی کرده ام

آرزوی مستی از جام الستی کرده ام

ساقی مجلس! مرا صهبای گلفامی بده

ما خمار آلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

حیف عمری جای حق، بت را پرستیدیم حیف!

چشم خود را از جمال کعبه پوشیدیم حیف!

از دل شب تا سحر بیهوده کوشیدیم حیف!

حیف ظلمت را به جای نور بگزیدیم حیف!

مژده پیروزی حق را بر اصنامی بده

ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

با صمد بودم ولی دل با صنم همراز شد

نور حق رفت و درِ ظلمت به رویم باز شد

دور سرگردانی م من زین سپس آغاز شد

بال من بگشا که دیگر نوبت پرواز شد

مرغ جانم را قراری بر لب بامی بده

ما خمار آلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

کعبه دل را ز نو باید که معماری کنم

بر در و دیوار او نقش تو حجّاری کنم

وز نقوشِ غیر تو این خانه را عاری کنم

همچو جان خویشتن از او نگهداری کنم

خانه چون آماده شد گویم که: اِنعامی بده

ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

در حریم حُرمَت کویت ز جان مُحرم شدم

نقطه خال تو را چون خواستم مجرم شدم

با تهیدستی چو پیشت آمدم منعم شدم

از پس عمری مسلمانی ز نو مسلم شدم

کعبه را چون من جواز طوف و احرامی بده

ما خمار آلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

حلقه زلف تو دام و خال رویت دانه باد

چشم مستت می کشان دهر را میخانه باد

جان عالم گرد شمع روی تو پروانه باد

با غمت هر کس که نبود آشنا بیگانه باد

بهر صید طایر دل، دانه و دامی بده

ما خمار آلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

هر که شد آشفته زلفت خرابش می کنی

طاقتش را برده و در پیچ و تابش می کنی

آخر از جامِ وصالت کامیابش می کنی

وانکه با نام و نشان آید جوابش می کنی

دولت همصحبتی با رند گمنامی بده

ما خمار آلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

روزگاری همدم شیخ مناجاتی شدم

مدّتی هم پیروِ رند خراباتی شدم

چون به خود باز آمدم کشف و کراماتی شدم

بعد از عمری رهنمودی ها خیالاتی شدم

همّت آزادی از زندان اوهامی بده

ما خمار آلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

مستی ما در حقیقت از دو چشم مست تُست

هستی دنیا و ما فیها طفیل هست تُست

ور که از دستی بحق کاری برآید دست تست

در مقام قرب اَوْ اَدْنی دو عالم پست تست

عاشقان خویش را از غیب، الهامی بده

ما خمار آلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

اهل دل مست از می ذکر هوالباقی شدند

سالها حیران هو از فرط مشتاقی شدند

چون که سرمست از شراب جام اشراقی شدند

با خبر از وحدت میخواره و ساقی شدند

ساغری زآن می به رندان می آشامی بده

ما خمار آلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

ای که موسی را به کوه طور حیران کرده ای

خضر را آواره کوه و بیابان کرده ای

نوح را آسوده دل از خشم طوفان کرده ای

ریزه خواران را مدام از لطف احسان کرده ای

بر سر خوانِ وَلا بنشین و اِطعامی بده

ما خمار آلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

نی خطا گفتم که سلمان حامل نور تو بود

صد چو موسی ریزه خوار خوان منصور تو بود

خضر هم آواره رندان مخمور تو بود

نوح هم سرگشته عشّاق مهجور تو بود

طبع را وارستگی از قید اِبهامی بده

ما خمار آلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

یا علی! گو تا بیارایند بزم طور را

پای دل پیموده این راه دراز و دور را

کن منوّر از جمالت ظلمت دیجور را

بر رخ من باز کن دروازه های نور را

وز ظهور خویش ما را بهره تامی بده

ما خمار آلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

ایکه بر دنیا و ما فیها شهنشاهی کنی

چون یداللّهی به عالم هر چه می خواهی کنی

دوستان را سرخوش از صهبای آگاهی کنی

هم مطیع امرشان از ماه تا ماهی کنی

ماه و ماهی پیش کش مولا! مرا کامی بده!

ما خمار آلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

دیدی آخر کار ما ای دل به رسوایی کشید

شمع خلوت سوز ما کارش به شیدایی کشید

سوخت چون «پروانه» را، دست از دلارایی کشید

چون که نتوان دست از آن دلدار هر جایی کشید

بیشتر ما را هوای کوی بدنامی بده

ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

آخر از دیوانگی ها سر به صحرا می زنم

هر چه باداباد، آخر دل به دریا می زنم

آتشی بر خرمن هستی سراپا می زنم

گوشه ای از پرده کار تو بالا می زنم:

حکم قتلم داده ای گویی که فرجامی بده!

ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

یا علی جز غم نمی گیرد سراغ خانه ام

جغد ماتم آشیان بگرفته در ویرانه ام

بار غمهای دو عالم را منه بر شانه ام

رحمی آخر، بیدلم، آشفته ام، دیوانه ام

سر خط آزادیم از قید آلامی بده

ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

یا علی رحمی که دیگر طاقت دوریم نیست

بس که بیتابم ز عشقت تاب مهجوریم نیست

جز ز جام چشم مستت حال مخموریم نیست

وین پریشان حالتی از بی زر و زوریم نیست

جام پرجوشی به دست همچو من خامی بده

ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

یا علی مپسند بیش از این که اظهاری کنم

تهمت هستی به خود بربسته اقراری کنم

خواهش دل را به لب آورده، اصراری کنم

بر گناه خویشتن افزوده و کاری کنم

رشته سر در گمم، آغاز و انجامی بده

ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

ناتوانم، خسته ام، زارم، دخیلم یا علی

مستمندم، بیکسَم، خوارم، دخیلم یا علی

شرمسارم چون گنهکارم دخیلم یا علی

از جنابت خواهشی دارم، دخیلم یا علی

وعده ای، قولی، قراری یا که دشنامی بده!

ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

روز تا شب با غم عشقت هم آغوشم علی

گشته جز مهر تو از خاطر فراموشم علی

بر سر کویت غلام حلقه بر گوشم علی

جانِ قنبر رحمت آور، مفت مفروشم علی

بر غلام خویشتن، اسمی بنه، نامی بده

ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

گفته بودی دل به من ده تا که مفتونش کنم

آن قدر آواره اش سازم که مجنونش کنم

دل چو شد مجنون من از غصّه پر خونش کنم

شد چو دل لبریز خون، از دیـده بیرونش کنم

تا نگویی بعد از این با من: که آرامی بده!

ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده  

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

یا علی ما را دلی بود و تو خونش کرده ای

مست و بی خود از می عشق و جنونش کرده ای

در فنون عشقبازی، ذوفنونش کرده ای

خوانده ای افسانه عشق و فسونش کرده ای

گر که آرامم نمی بخشی، دلارامی بده

ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

بر سر کویت دل ما را مقامی داده ای

بر کف من از شراب وصل جامی داده ای

جام گهگاهی نه، بل جام مدامی داده ای

ای خُمت نازم که بر مستی دوامی داده ای

باز هم ما را ز خُم، صهبای اِکرامی بده

ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

هر که را دردی نباشد در دل و جان، مرد نیست

درد عشق آری جدا از جان صاحب درد نیست

هر دلی لرزد ز عشق دوست، غم پرورد نیست

هر که شد عاشق که مجنون بیابانگرد نیست

این دل پر درد را با درد، آرامی بده

ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

هر چه می خواهم که بر لب مهر خاموشی نهم

همچو شمعِ آخرِ شب رو به خاموشی نهم

هر چه در دل هست در دست فراموشی نهم

ترک هشیاری کنم، رو در قدح نوشی نهم

شهسوار طبع می گوید که: صمصامی بده!

ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

مَظهَر کلّ عجایب کیست مولا غیر تو؟

مُظهِر کلّ غرایب کیست مولا غیر تو؟

روح جاری در قوالب کیست مولا غیر تو؟

کعبه مقصود طالب کیست مولا غیر تو؟

مَحرمان خاص خود را مژده عامی بده

ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

این همه آشفته حالی ها که موزون اوفتاد

در لباس شعر ناب و پر ز مضمون اوفتاد

نکته ای بود از کتاب دل که بیرون اوفتاد

خود ندانم این سخن چون آمد و چون اوفتاد

تیره شبها را بگیر و روشن ایامی بده

ما خمارآلودگان را یا علی جامی بده

بینوایان رهت را هم سرانجامی بده

محمّدعلی مجاهدی (پروانه)

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 13:31 | لینک  | 

در جلسه روز (سه شنبه 31 اردیبهشت 92) مجلس بعد از آنکه اینجانب علیرغم سر و صدا و دو دو کردن برخی راهیافتگان به مجلس، توضیحات خود را در مورد موافقت با بازگشت بخش هزینه ای بند 3-13 به لایحه دولت، بیان کردم ، یکی از نمایندگان در قالب مخالفت ضمن تحریف عرایض من طبق روال رایجش با الفاظ توهین آمیزی مثل مفتخور و غارتگر و . . . پیمانکاران و مشاوران طلبکار از دولت را مورد عنایت قرار داد.

 اینجانب که مدتهاست به هیئت رئیسه مجلس به طور خصوصی در مورد ادبیات بکار رفته از سوی برخی نمایندگان از تریبون باز مجلس که موجب تنزل شان و خدشه به حیثیت مجلس می شود تذکر داده و نتیجه ای نگرفته ام برای دفاع از حیثیت مجلس بر اساس بند 11 ماده 24 آیینامه داخلی که یکی از وظایف هیئت رئیسه را "حفظ شان و منزلت مجلس" می داند و  نیز بر اساس ماده 79 که به نماینده ای که اظهاراتش را بر خلاف جلوه دهند حق می دهد برای رد آن نسبت خلاف بدون رعایت نوبت تا 5 دقیقه نطق کند خواستار بیان تذکر شدم لکن  رئیس جلسه آقای ابوترابی از این حق قانونی ممانعت کرد و در برابر این هشدار من که این نحو اداره سلیقه ای جلسه موجب به هم ریختن مجلس می شود در تریبون باز در اختیارش ،سوالی را از من ،که تریبونی برای پاسخ نداشتم ، پرسید که بلافاصله در رسانه ها ی متعدد هرزنگار با این عنوان منعکس شد که "آقای کوچک زاده مگر مجلس میدان است؟"!!!

اتفاقا این سوالی بود که من بارها به طور خصوصی از آقایان روسای جلسه با توجه به ادبیات برخی راهیافتگان به مجلس در مذاکرات و عدم عکس العمل ایشان پرسیده بودم و هیچوقت پاسخی نگرفتم.

اکنون با توجه به مذاکرات امروز مجلس و عدم امکان استفاده از تریبون مجلس مایلم نظرم در باره این سوال اساسی را از این وبلاگ برای اطلاع آقای ابوترابی و دیگر علاقه مندان منتشر نمایم.

آقای ابوترابی! مدتهاست من در پی یافتن پاسخ این سوال هستم که مگر مجلس میدان است که اداره کنندگان جلسه چشم بر فحاشی و هتاکی برخی راهیافتگان به این رکن مقدس از تریبون رسمی آن می بندند؟

آقای ابوترابی! از وقتی شما که لباس پیامبر را بر تن دارید بر خلاف صریح قسمی که برای اجرای بیطرفانه آیین نامه مجلس خورده اید عمل کرده و دانسته آن را زیر پا گذاشتید و با قدرت قانون را به سخخخره گرفتید این سوال جدی برایم مطرح شد که مگر اینجا مجلس که باید عصاره فضایل ملت باشد نیست؟ مگر اینجا جای گفتگوی حکیمانه نیست؟ مگر اینجا میدان است که قدرت حرف اول را می زند؟

آقای ابوترابی ! از وقتی دیدم برخی که از قدرتمندان مجلس تملق می گویند بالا نشانده می شوند و هر حرف بی ربطشان حتی اگر در تعارض با ارزشهای امام و انقلاب باشد با حوصله تمام و با لبخند شنیده و همراهی می شود و به هر جایگاهی که دلخواهشان باشد می رسند و بعضا کسانی که  بر طبق قانون و آیین نامه انتقاد یا مخالفتی با صاحبان اختیار و قدرت در مجلس کنند با انواع تهمت و توهین ها هتک می شوند این سوال جدی در ذهنم شکل گرفت که با این رویه مجلس را که عصاره فضایل ملت باید باشد به میدان تبدیل نخواهند کرد؟

آقای ابوترابی ! از وقتی یک نفر به مجلس راه یافت که به خاطر کلفتی گردن و بازویش  نمایندگان را به صورت فیزیکی مورد مرحمت قرار می داد (این وقایع عینا و در مقابل چشم دهها نفر رخ داده و شما هم مطلعید) و در غالب جلسات و مذاکرات یکی از مورد عنایت ترین نمایندگان در نزد اداره کنندگان جلسه است به طور جدی این سوال برایم پیش آمد که هیئت رئیسه در مقابل تبدیل شدن مجلس به میدان چه عکس العملی دارد؟

آقای ابوترابی !

از وقتی تحت ریاست شما و دیگر همکارانتان در هیئت رئیسه اتفاقاتی مکررا در مجلس رخ داد و ادبیاتی به کار گرفته شد که بنا به نوشته توزیع شده احمد توکلی  در مجلس ، رهبری خطاب به شما اختیارداران مجلس گفت:

" این چه وضعی است که مجلس که نمونه فضایل مردم معرفی شده است، دو دو کند و نگذارد کسی حرفش را بزند ؟ من چند بار تا حالا به آقای لاریجانی گفتم که جلوی این کار را بگیرد. دو دو یعنی چه؟ همین مانده که یقه یکدیگر را بگیریم و بر سر و کله هم بزنیم مثل برخی کشور های دنیا. من جدا نگران شدم چه کار کنیم؟ علنی بگویم که مجلس ظلم کرد؟ و خلاف عدل کرد و گرفتار رذیلت شد؟ . . . . بساط این دو دو ها را ، این هوچیگری ها را از مجلس جمع کنید. حیف است مجلس تبدیل بشود به محلی برای هوچیگری. این را نمی پسندم. آدم می تواند تعابیر تندتری هم نسبت به مجلس به کار ببرد"

به شدت نگران بهم ریختن مجلس و تنزل از جایگاه رفیعی که برایش تعریف شده گشتم و با خود اندیشیدم چه عمل خوب و صالحی خواهد بود اگر کسانی برای خدمت به نظام وانقلاب بتوانند این نظم میدانی که در حال حاکم شدن بر مجلس است را به هم بریزند هرچند با ادبیات میدانی هواداران صاحبان اختیار در مجلس مورد هتک و توهین قرار بگیرند!

آقای ابوترابی! خدا نگهدار!

 

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 23:13 | لینک  | 

خیلی از تریبون داران و سایت داران و مدعیان مثل سایت الف و انتخاب و عصر ایران و فرارو و تابناک و . . . . علی مطهری و . . از اینکه آیت الله جنتی در خطبه های نماز جمعه فرموده بودند که رئیس جمهور نباید بنز سوار باشد یا خانه آنچنانی داشته باشد برآشفته شدند و به اشکال و بهانه های مختلف این نکته برگرفته از آرمانهای حضرت امام رحمه الله علیه در سخنان آیت الله جنتی را به باد انتقاد گرفتند البته بهانه هایی برای انتقادشان تراشیدند که ارزش بازگویی ندارد . من فقط برای یادآوری ریشه این ویژگی رئیس جمهور که امام جمعه محترم تهران با مثال بنز و خانه آنچنانی به آن اشاره فرمودند را در دو سه جمله از امام رحمه الله علیه را یادآوری می کنم و متذکر می شوم که مزدوران جبهه مرفهان بی درد و بازی خوردگان آنها از هیچ تلاشی برای به فراموشی سپرده شدن "جنگ فقر و غنا" در عرصه انتخابات ریاست جمهوری فروگذار نخواهند کرد کما اینکه سالهاست به دنبال دفن این رهنمود های گهربار امامند.

امام خمینی:

جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنى نيست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ايمان و رذالت بود و اين جنگ از آدم تا ختم زندگى وجود دارد.

صحيفه امام    ج‏21    284   

امام خمینی:

فرزندان عزيز جهادى ‏ام به تنها چيزى كه بايد فكر كنيد به استوارى پايه ‏هاى اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- است. اسلامى كه غرب، و در رأس آن امريكاى جهانخوار، و شرق و در رأس آن شوروى جنايتكار را به خاك مذلت خواهد نشاند. اسلامى كه پرچمداران آن پابرهنگان و مظلومين و فقراى جهانند و دشمنان آن ملحدان و كافران و سرمايه داران و پول پرستانند. اسلامى كه طرفداران واقعى آن هميشه از مال و قدرت بى‏ بهره بوده‏ اند؛ و دشمنان حقيقى آن زراندوزان حيله‏ گر و قدرت مداران بازيگر و مقدس نمايان بى‏هنرند ..     صحيفه امام    ج‏21    204   

امام خمینی:

امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار، و جنگ پابرهنه‏ ها و مرفهين بى‏ درد شروع شده است. و من دست و بازوى همه عزيزانى كه در سراسر جهان كوله بار مبارزه را بر دوش گرفته ‏اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلاى عزت مسلمين را نموده ‏اند مى‏بوسم؛ و سلام و درودهاى خالصانه خود را به همه غنچه‏ هاى آزادى و كمال نثار مى‏كنم‏ .                     صحيفه امام    ج‏21    85   

امام خمینی:

به همه مسئولان كشورمان تذكر مى‏دهم كه در تقدم ملاكها، هيچ ارزش و ملاكى مهمتر از تقوا و جهاد در راه خدا نيست و همين تقدم ارزشى و الهى بايد معيار انتخاب و امتياز دادن به افراد و استفاده از امكانات و تصدى مسوليتها و اداره كشور و بالاخره جايگزين همه سنتها و امتيازات غلط مادى و نفسانى بشود، چه در زمان جنگ و چه در حالت صلح، چه امروز و چه فردا، كه خدا اين امتياز را به آنان عنايت فرموده است و صِرف امتياز لفظى و عرفى كفايت نمى‏كند، كه بايد هم در متن قوانين و مقررات و هم در متن عمل و عقيده و روش و منش جامعه پياده شود و مصلحت زجر كشيده‏ ها و جبهه رفته‏ ها و شهيد و اسير و مفقود و مجروح داده ها و در يك كلام، مصلحت پابرهنه‏ ها و گودنشين ها و مستضعفين، بر مصلحت قاعدين درمنازل و مناسك و متمكنين و مرفهين گريزان از جبهه و جهاد و تقوا و نظام اسلامى مقدم باشد و نسل به نسل و سينه به سينه شرافت و اعتبار پيشتازان اين نهضت مقدس و جنگ فقر و غنا محفوظ بماند و بايد سعى شود تا از راه رسيده‏ ها و دين به دنيا فروشان، چهره كفرزدايى و فقرستيزى روشن انقلاب ما را خدشه ‏دار نكنند و لكه ننگ دفاع از مرفهين بيخبر از خدا را بر دامن مسئولين نچسبانند و آنهايى كه در خانه‏ هاى مجلل، راحت و بى‏درد آرميده ‏اند و فارغ از همه رنجها و مصيبتهاى جانفرساى ستون محكم انقلاب و پابرهنه‏ هاى محروم، تنها ناظر حوادث بوده‏اند و حتى از دور هم دستى بر آتش نگرفته ‏اند، نبايد به مسئوليتهاى كليدى تكيه كنند، كه اگر به آن جا راه پيدا كنند چه بسا انقلاب را يكشبه بفروشند، و حاصل همه زحمات ملت ايران را بر باد دهند، چرا كه اينها هرگز عمق راه طى شده را نديده ‏اند و فرق و سينه شكافته نظام و ملت را به دست از خدا بيخبران مشاهده نكرده ‏اند و از همه زجرها و غربتهاى مبارزان و التهاب و بيقرارى مجاهدان كه براى مرگ و نابودى ظلم بيگانگان دل به درياى بلا زده ‏اند، غافل و بيخبرند

صحيفه امام، ج‏20، ص: 334

امام خمینی:

ما دنبال يك حاكم تقوادار، تقواى سياسى لااقل داشته باشد، نخورد مال اين ملت را، هدر ندهد مال اين ملت را، ما دنبال اين مى‏گرديم.    صحيفه امام    ج‏4    397  

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 23:46 | لینک  | 

فرازهای  اول زیارت حضرت زهرا سلام الله علیها اگر با دقت خوانده شود آدم را شرمنده می کند.

بسم الله الرحمن الرحیم

یَا مُمْتَحَنَهُ امْتَحَنَکِ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ صَابِرَهً

وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَکِ أَوْلِیَاءُ وَ مُصَدِّقُونَ

وَ صَابِرُونَ لِکُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ أَبُوکِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ أَتَى (أَتَانَا) بِهِ وَصِیُّهُ‏

فَإِنَّا نَسْأَلُکِ إِنْ کُنَّا صَدَّقْنَاکِ إِلاَّ أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِیقِنَا لَهُمَا لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوِلاَیَتِکِ‏

اَلسَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ نَبِیِّ اللَّهِ‏

اى آن که خدایى که تو را خلق کرد پیش از خلقت بیازمود و در آن آزمایش بر هر گونه بلا و مصیبت تو را شکیبا و بردبار گردانید.
و ما چنین پنداریم که دوستان شما هستیم و مقام بزرگى شما را تصدیق مى‏کنیم و بر هر دستور و تعلیمات الهى که پدر شما و وصیّش که درود حق بر او و آلش باد براى ما آورد صبور و مطیع خواهیم بود
پس ما درخواست مى‏کنیم هرگاه که مصدق و مؤمن به شما هستیم که ما را بواسطه این تصدیق به رسول و وصیش خدا به شما ملحق فرماید.
تا به ما مژده رسد که بواسطه دوستى شما ما را از گناهان پاک سازد
سلام بر تو اى دختر رسول خدا سلام بر تو اى دختر پیغمبر خدا.

آیا به راستی ما بر آنچه پدر بزرگوار "ام ابیها" و وصیش برای ما آورد صبوریم و حق داریم ادعای بودن در خط آنها را داشته باشیم؟

آن بزرگواران برای ما چه آوردند و شرط اولیا و مصدق آنان بودن چیست؟

یا وجیهه عندالله اشفعی لنا عندالله

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 7:57 | لینک  | 

امام خمینی:

مردم را در همه امور شركت بدهيم. دولت به تنهايى نمى‏تواند كه اين بار بزرگى كه الآن به دوش اين ملت هست بردارد. همان طورى كه ملاحظه مى‏كنيد چنانچه اين شور و شعف ملت و جوانهاى عزيز نبود، هيچ دولتى نمى‏توانست مقابله كند با اين قدرتهايى كه همه قدرتشان را، قوه ‏شان را پهلوى هم گذاشتند و به ما حمله كردند. بدون اينكه اين ملت همراهى كند ما نمى‏توانستيم كارى بكنيم. هر چى داريم از اينهاست و هر چى هست مال اينهاست، دولت عامل اينهاست، قوه قضائيه عامل اينهاست، قوه اجراييه عامل اينهاست قوه مقننه عامل اينهاست؛ اداى تكليف بايد بكنند، شركت بدهند مردم را در همه امور همان طورى كه با شركت مردم در اين جنگ، شما بحمداللَّه پيروز شديد و پيروزتر هم خواهيد شد، با شركت اينها شما مى‏توانيد اداره كنيد اين كشور را. مردم را در امور شركت‏ بدهيد، در تجارت شركت بدهيد، در همه امور شركت بدهيد. مردم را در فرهنگ شركت بدهيد، مدارسى كه مردم مى‏خواهند درست كنند كارشكنى نكنيد برايشان، البته نظارت لازم است، انتقاد هم لازم است، لكن كارشكنى نكنيد ... . . . . . .

اين طور نباشد كه خيال كنيد كه خود دولت مى‏تواند همه كارها را انجام بدهد، مى‏بينيد كه نمى‏تواند، اعتراف دارند همه بر اين، دولت اعتراف دارد، همه اعتراف دارند بر اينكه بدون ملت ما نمى‏توانيم. اين ملت را از دست ندهيد، نگهش داريد. روحانيون مكلف‏ اند، خودشان هم مى‏دانند مكلف‏ اند كه حفظ اسلام را بكنند، حفظ اسلام به حفظ وحدت است و بايد بكنند واين واجب است بر همه كه حفظ كنند وحدت را، مردم را نگه دارند. . . . . .

خداوند همه ما را از شرّ شيطان نگه دارد. و خداوند همه ما را قدرت اين بدهد كه با خودمان جنگ كنيم و با باطن خودمان ستيزه كنيم و اصلاح كنيم خودمان را .     صحيفه امام    ج‏20   ص56- 58

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 12:38 | لینک  | 

امام خمینی:

امريكاى جهانخوار بايد بداند كه ملت عزيز و خمينى تا نابودى كامل منافعش او را راحت نخواهند گذاشت و تا قطع هر دو دست آن به مبارزه خدايى خود ادامه خواهند داد. ملت ما همان گونه كه نشان داده ‏اند، تحمل تمام كمبودها را براى حفظ شرف و آبروى خويش خواهد نمود. ملت مقاوم ما از روز اول مبارزه ‏اش مى‏دانست كه با تمام قدرتها و ابرقدرتها دست به گريبان است و بايد بداند كه تمام ايادى داخلى و خارجى قدرتها و ابرقدرتها خصوصاً امريكاى جنايتكار براى شكست ما از تمام امكاناتش استفاده خواهد نمود، ولى چاره چيست كه كوه مصيبتها در مقابل حيثيت اسلامى- ايرانى ما چون كاهى است و مردم ما بايد خود را آماده اين درگيرى حسينى تا پيروزى كامل بنمايند، كه مرگ سرخ به مراتب بهتر از زندگى سياه است ..

و ما امروز به انتظار شهادت نشسته ‏ايم تا فردا فرزندانمان در مقابل كفر جهانى با سرافرازى بايستند و بار مسئوليت استقلال واقعى را در تمامى ابعادش به دوش كشند و با افتخار پيام رهايى مستضعفين را در جهان سر دهند. شما دلاوران سلحشور و شما سپاهيان انقلاب اسلامى مردم ايران، شما از همان روزهاى اول هدف ناجوانمردانه گروهها و گروهكهاى منحرف واقع شديد و اين خود فخرى بر افتخارات شما افزود، و اكنون نيز آن كس كه از اسلام بيشتر گريزان است، دشمن سرسخت‏تر شما عزيزان است.

بكوشيد كه نفاق افكنان در شما رخنه نكنند و ميان شما و برادران رزمنده ديگرتان جدايى نيفكند؛ كه اكنون قواى نظامى و انتظامى همچون شما و ساير قواى مسلح مردمى لشكريان اسلاميد و برادران ايمانى بهوش باشيد كه از تفاله‏ هاى رژيم طاغوتى و مكتبهاى انحرافى آسيب نبينيد كه دشمنان اسلام در كمينند و قلمهاى زهرآگين از هر سو از غلافها كشيده شده تا جمهورى اسلامى را از صحنه به در كنند و بجز جمهورى اسلامى به هرچه باشد گردن نهند. اينان همانها هستند كه از اول از اسم جمهورى اسلامى وحشت داشتند و اكنون نيز وحشت دارند و با قلم و قدم هرچه بيشتر در هَدْم آن و دولت مردمى شما مى‏كوشند؛ لكن بايد بدانند كه سيل خروشان ملت آنان را چون خسى بر كنار خواهد زد و قدرت الهى اسلام فوق آن است كه در مغزهاى بى‏ محتواى آنان بگنجد. و شما مطمئن باشيد كه هر گاه تكليف شرعى احساس شود، به راهى كه خداوند قاهر پيشاروى ملت گذاشته است‏ هدايت خواهند شد. اينجانب روز مبارك پاسدار را به شما دوستان و ساير قشرهاى ملت، بلكه به مستضعفان جهان تبريك مى‏گويم و سعادت آنان و عظمت اسلام و مسلمين را خواهانم

صحيفه امام، ج‏14، ص: 409

 

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 20:7 | لینک  | 

نوشته محمد مهدی تهرانی (http://www.mehrabeandishe.blogfa.com/post-251.aspx)

دیرگاهی است به این وضعیت عادت کردهام. وقتی احمدی‏نژاد یا مشایی را نقد می‏کنم گروهی ناسزا می‏گویند، وقتی از نقد جبهه پایداری می‏نویسم گروهی دیگر متهمم می‏کنند و به همین ترتیب وقتی از ضرورت مراعات انصاف درخصوص کسی می‏نویسم جمعی دیگر احساس وظیفه می‏کنند که به جای نقد ماقال، من‏قال را مورد ملاطفت قرار دهند.

جماعت در همان دوقطبی میرحسین و احمدی‏نژاد مانده‏اند. گمان می‏کنند همواره باید از یک طرف مطلق دفاع کرد و طرف دیگر را مطلق تکفیر و لجن‏مال کرد. فکر می‏کنند همیشه یکی سیاهِ سیاه است و یکی سفیدِ سفید. فکر می‏کنند اگر نقدی به احمدی‏نژاد یا مشایی دارم دعوایم دعوای شخصی است و کس دیگری را می‏خواهم اثبات کنم و نیز فکر می‏کنند اگر می‏گویم جبهه پایداری قابل نقد است موضعی سیاسی را پیش‏فرض گرفته‏ام و می‏خواهم کس دیگری از این میانه اثبات شود. این وضعیت سیاست‏زده امروز ماست. ما می‏خواهیم این وضعیت را با جسارت تمام به هم بزنیم.

حقیر به شخصه از این فضای سیاست‏زده خسته شده‏ام. بالواقع اگر کسی روزی این را برایم اثبات کند که تو هیچ وظیفه‏ای در عرصه سیاسی نداری قطعا سجده شکر به جا می‏آورم و تمام وقت به حوزه‏های مورد علاقه مطالعاتی‏ام نظیر فلسفه علم و حکمت و اقتصاد و علوم انسانی و فقه و... می‏رسم. ما سیاسی‏کار نیستیم و هیچ‏گاه اظهارنظرهای سیاسی‏مان نیز برای کسب منفعتی یا سهمی نبوده است. آن‏گاه که احساس وظیفه کردیم همان چیزی که واقعاً قبول داشتیم و برایش بین خودمان و خدا حجت و استدلال داشتیم نوشتیم، پایش ایستادیم و از آن دفاع کردیم و هزینه‏اش را هم دادیم.

در برخی موضوعات ما از زاویه نگاه معرفت‏شناختی(!) یعنی در همان گام اول با بر برخی دوستان اختلاف‏نظر داریم. ما معتقدیم اخبار شبه‏امنیتی قابل استناد و اتکاء نیست. این اخبار نه بصیرت می‏آورد و نه حجت به دست می‏دهد. معتقدیم برخی دوستان با نگرش جنگ روانی در فضای سیاسی کشور مشغول جعل خبر بوده و هستند. ما تفکر امنیتی و نگاه تهدیدمحور در خصوص مسائل کشور و مسائل سیاسی را از اساس و بنیان قبول نداریم. از نگاه ما اخبار شبه‏امنیتی دروغ است مگر آنکه خلاف آن ثابت شود و حجت‏ها و بیّنه‏های دیگری از راه برسد. ما معتقدیم رهبر انقلاب نیز از ما خواسته‏اند آنچه هست را بگوییم و اتکاءمان به اخبار آشکار باشد. از این زاویه نگاه ما نسبت به رسانه‏هایی چون سایت خبری مشرق بی‏اعتمادیم و اخبار پشت‏پرده این دوستان و دوستان نزدیک به این دوستان را قابل استناد نمی‏دانیم چه این اخبار درباره اصلاح‏طلبان باشد، چه احمدی‏نژاد چه جبهه پایداری چه هر گروه و جریان دیگر. اساساً رسانه‏هایی مثل نسیم و فارس و... و چهره‏هایی چون زاکانی و عباس توانگر و سراج و... در انتخابات مجلس نشان دادند چقدر اخلاق‏مدارند و واقعا چقدر اصولگرا هستند و ما خوشحالیم که در این انتخابات برای دوستانمان در جبهه پایداری چهره واقعی این افراد روشن شد.

در مورد احمدی‏نژاد وقتی مقام‏معظم‏رهبری قم رفتند و در جمع اعضای جامعه مدرسین سخن گفتند، در میان انتقاداتی که وجود داشت جملاتی کلیدی بر زبان آوردند که این جملات در واقع همان مبنای ماست. ایشان فرمودند:«مراقب باشند که یک جهت گیری عامی برای زمین زدن دولتی که حالا نسبت به شعارهای انقلاب وفادار است، نسبت به رهبری اظهار اطاعت می کند و چه و چه، ایجاد نشود، به آن حرکت کمک نشود. عرض ما این است. یک جوری نصیحت کنید که آن کسانی که قصد ریشه کنی دارند، نتوانند استفاده کنند ولی خوب نصیحت کنید، پیغام بدهید، کاغذ بنویسید، اگر یک جایی واقعا دیدید ضرورت دارد، اعلام هم بشود. اعلام عمومی در مواقع ضروری ایرادی ندارد، اما باید مراقبت بشود، این جور نیست که حالا انسان هر اعتراضی دارد مصلحت باشد که این را علنی و عمومی کند.»

ما معتقدیم برخی برخوردها با دولت صحیح نبود. کینه‏توزانه و غیرمنصفانه بود یا حداقل اینکه روش برخورد روش صحیحی نبود. معتقدیم حتی برخی اخبار در خصوص آقای مشایی کذب بود و این اخبار جعلی امروز به عنوان سند مظلومیت در دست آقای مشایی است و او می‏تواند همین اخبار را برای اثبات خود فهرست کند. ما معتقدیم برخوردهای غلط با خاتمی بود که دوم خرداد را به وجود آورد. ما معتقدیم مخالفت با یک فرد حجتی برای استفاده از هر ابزاری برای لجن‏مال کردن و کنار زدن او فراهم نمی‏آورد. ما معتقد به عقلانیتیم. معتقد به بحث عالمانه و عاقلانه‏ایم.

عباراتی از آقای رهدار دیدم این عبارات مورد توجه ماست:«اصلاً گیرم که آقای مشایی، انسان منحرفی بود؛ اصلاً باشد همان انسان منحرفی که این‌ها دارند، می‌گویند؛ این یک مسئله است و مسئله برخورد حوزه با این جریان یک مسئله دیگر است. به نظرم برخورد جریان اصولگرا و جریان اصولگرای حوزه با این جریان، یک برخورد غلط بود. برخورد حوزه با این جریان، نشان از آن‌‌ هاضمه تنگ فرهنگی حوزه داشت. حوزه اسلوب امام صادقی(ع) دارد که طبق آن ملحد می‌آمد و مقابلش می‌نشست و امام صادق(ع) او را به مجلس خودش می‌پذیرفت. با او بحث می‌کرد و جهتش می‌داد و هدایتش می‌کرد و در او تصرف می‌کرد؛ این اسلوب را حوزه انتخاب نکرد. ما مدعی انقلاب هستیم و این مهم است ما خودمان را فرزند انقلاب و محصول آن می‌دانیم. گیرم که این بابا آدم منحرفی است و رفته در نقطه ثقل ساحت اجرای کشور همه کشیدیم خودمان را کنار که ما با ایشان زیر یک سقف نمی‌رویم. جریان انحرافی هم که همین را می‌خواست. همین را می‌خواست که ما در نقطه ثقل نرویم و در حاشیه باشیم. کسی که داعیه انقلاب دارد این طور عمل نمی‌کند.» حقیر همان زمان هم از جریان انحراف و انحراف در نقد جریان انحرافی سخن گفتم.

حجت الاسلام و المسلمین رهدار همچنین می‏گوید:«این همه این طرف در جبهه اصولگرایی و در حوزه سرمایه‌گذاری کردیم، این همه حرف زده شد و حتی کار به اینجا رسید که به ایشان نسبت سحر و جادو بدهیم. آن هم چه زمانی؟ زمانی که کنار گوش ما جریان بیداری اسلامی آن طرف دارد صورت می‌گیرد؛ دهانه آن جریان باز شده و بیش از هر جای دیگر ما مظروف برای آن ظرف داشتیم. درست در آن شرایط انگار ما به دست خودمان به دنیا داریم می‌گوییم به کل جهان اسلای انقلابی می‌گوییم، چرا منتظر ما هستید؟ ما خودمان مملکت‌مان را داریم با سحر و جادو داریم مدیریت می‌کنیم واقعاً این کار باید می‌کردیم؟»

ما معتقدیم با احمدی‏نژاد می‏شد به گونه‏ای دیگر نیز برخورد کرد، مسائل را مدیریت کرد و از آسیب‏ها کاست. البته همان‏طور که آقای نبویان هم در مصاحبه اخیرشان فرمودند مقصود آیت‏الله مصباح یزدی از به کار بردن واژه فراماسونری درخصوص این دولت این نبود که مثلا مشایی یا احمدی‏نژاد وابستگی تشکیلاتی به دستگاه فراماسونری دارند و فراماسونر هستند. بلکه مقصود نقد فکری بود بدین معنا که مبادا به سمت همان شعارهای برادری و برابری و... که به اصطلاح شعارهای انسان‏دوستانه جریان فراماسونری است برویم و از التزام و اعتقاد راسخ به دین فاصله بگیریم و کم‏کم به فضایی نزدیک شویم که با اباحه‏گری تنه‏به‏تنه جریان اصلاحات بزند. بنده به شخصه معتقدم این نگرانی، نگرانی صحیحی بوده و هست اما متأسفانه آنچه رقم خورد طرح استدلالی این نگرانی در فضای رسانه‏ای نبود بلکه عملا با فرمایشات آیت‏الله مصباح نیز رسانه‏ای برخورد شد و همین بیان آیت‏الله مصباح دلیلی بر هجمه‏های غیراخلاقی به دولت و مشایی شد. ما با این برخوردها مخالفیم. این برخوردها برای خاتمی در دوم خرداد یار جمع کرد و امروز برای مشایی حامی جمع کرده است. ما قائل به نقد و بحث عالمانه و البته صریح با حفظ حرمت‏ها هستیم. معتقدیم با آزاداندیشی سیاسی بسیاری از مشکلات حل می‏شود و نیازی نیست کسی که به او نقد داریم را در همان گام نخست ملحد و کافر کنیم. با تفکرات و مشی و منش امثال پیام‏فضلی‏نژاد یا همان منش کیهانی هم نسبتی نداریم.

ما برخورد مقابل برخی حامیان مشایی و حامیان دولت در مواجهه با شخصیتی مثل علامه مصباح یزدی و حاج‏منصور ارضی را قبول نداریم. دفاع غیرمنطقی برخی حامیان مشایی از عناوینی نظیر مکتب ایرانی که رهبرانقلاب صریحاً درخصوص آن اظهارنظر کردند را قبول نداریم. ما با تعصب بی‏جا مخالفیم. معتقدیم هرکس بگوید احمدی‏نژاد بدون نقص و عیب است و هیچ نقطه ضعف و اشکالی نداشته است، خلاف عقلانیت سخن گفته است. البته خرسندیم از اینکه بعد از فرمایشات اخیر رهبرانقلاب در این خصوص که رئیس‏جمهور بعدی باید امتیازات این دولت را داشته باشد و نقاط ضعف آن را نداشته باشد حتی شبکه ایران نیز در کنار نقاط قوت رئیس‏جمهور و دولت برخی نقاط ضعف را نیز فهرست کرد. ما به این می‏گوییم حرکت به سمت عقلانیت. ما معتقدیم بیان راهبردی رهبر انقلاب مسیر را به سمت عقلانیت هموار کرد و به آن نگاهی که ما داشتیم فرصت و مجال عرض‏اندام داد.

شخص رهبرانقلاب درخصوص مکتب ایرانی و دوستی با مردم اسرائیل و... اظهارنظر کردند. در چنین شرایطی دفاع کورکورانه و متعصبانه از حرف غلط و تئوریزه کردن آن پذیرفته نیست. در مقابل نیز البته ایشان تبدیل کردن مردم اسرائیل به مسئله اصلی کشور را مورد نقد قرار دادند و این نشان داد خیلی از افراد از جمله صدا‏و‏سیما در آن ماجرا اشتباه عمل کردند.

ما معتقدیم باید نقاط قوت و ضعف دولت و احمدی‏نژاد را شناخت. معتقدیم مرجع اخذ ایدئولوژی و مسیر راه باید رهبرانقلاب باشد. معتقدیم ما نباید در احمدی‏نژاد متوقف شویم و در عین حال معتقدیم برای بالا رفتن از پله نبردبان نیازی نیست حتما پله قبل را بشکنیم. تدبیر رهبری در خصوص مواجهه با این دولت و شخص احمدی‏نژاد نیز همین بوده و هست. ما معتقدیم بنی‏صدر تراشی برای انقلاب خیانت به نظام و انقلاب است. در عین اینکه ممکن است انتقاداتی به احمدی‏نژاد داشته باشیم که قطعا هم داریم. اما اینکه به هر ظرفیتی در دولت یک برچسب ارتداد و انحراف و... بزنیم یک منش غلط و غیرعقلانی است. ما معتقدیم باید روند برخورد با دولت‏ها تغییر کند. معتقدیم رئیس‏جمهور آینده باید کسی باشد که بتواند از همه ظرفیت‏های انقلابی با حفظ اصول و مسیر راهی که رهبرانقلاب نشان می‏دهند استفاده کند.

درخصوص جبهه پایداری نیز ما قائل به همین قضاوت منصفانه‏ایم. ما نباید از گروهی دفاع مطلق کنیم که مطلق نیست. برخی دوستان این جبهه نیز قبول دارند بین وضعیت کنونی جبهه پایداری و وضعیت آرمانی آن فاصله است. جبهه پایداری هم واجد نقص‏هایی است که مهمترین آن فاصله گرفتن از اهداف و افق گفتمانی و محدود شدن در دعواهای سیاسی و بسنده کردن به بحث ولایتمداری است. به شخصه در شرایط کنونی تضعیف جبهه پایداری را خلاف عقلانیت می‏دانم. اما به نوبه خودم انتقاداتی دارم که به صورت داخلی گفته‏ام و البته این گفتن‏ها هم سودی نبخشیده. در مقاله قبلی در همین حد نوشتم که جبهه پایداری یک جریان آرمانی ایده‏آل نیست. این بدین معنی که حقیر مخالف جبهه پایداری هستم یا بسیاری از بزرگواران مخلص این جریان را قبول ندارم نیست. حقیر برخوردهایی که بعضا در این چند وقت با آقای لنکرانی از سوی جریان‏های مختلف شده است را نیز خلاف اخلاق و تقوا می‏دانم. ایشان یک شخصیت انقلابی، دلسوز، باتقوا و پاک است. برخوردهای سخیف امثال سایت فردا و... با ایشان هم بیش از همه بانیانِ بی‏منطق این سایت را در نظر مخاطبانشان رسوا خواهد کرد. برخوردهای برخی حامیان دولت با چهره‏هایی چون سعید جلیلی و لنکرانی را نیز به هیچ وجه نمی‏پذیریم. اینکه برای دفاع از کسی یا گروهی افراد دیگر را به هر بهانه تخریب و لجن‏مال کنیم، خلاف تقوا و عدالت است.

در خصوص مسائل مختلف به نظر می‏رسد حقیر و عزیزانی مثل استاد طاهرزاده، دکتر الهام، حجت الاسلام و المسلمین رهدار، وحید یامین‏پور، حاج آقای جعفری، برخی دوستان فرهنگستان علوم اسلامی و دوستانی نظیر آقای درویش، ذاکری، یلماز و... دارای نقطه‏نظرات نزدیکی هستیم. اگر چه ممکن است در مواردی اختلاف‏نظرهایی نیز باشد. این فهرست البته قطعا گسترده‏تر از اینهاست.

در طول این سال‏ها حقیر بیشترین قرابت تحلیلی را در موضوعات مختلف و پیشامدهای مختلف با دکتر الهام داشتم. فکر می‏کنم نگاه ایشان در خصوص مسائل مختلف عقلایی‏تر بود. معتقدم در شرایطی که آقای سعید جلیلی هم نیامدنشان قطعی شده است دکتر الهام می‏توانند ظرفیت‏ها را تجمیع کنند. الهام چند ویژگی دارد که قابل ارج است. آن معیاری که رهبرانقلاب در خصوص واجد بودن امتیازات احمدی‏نژاد بیان فرمودند را دکتر الهام به تمام معنا دارد. او یک سوم‏تیری تمام عیار است که از اول نیز همراه و همگام این جریان بوده است. الهام یک چهره گفتمانی است و ادبیاتش نیز ادبیاتی گفتمانی و نه‏صرفا سیاسی است.

ویژگی دیگر الهام جسارت و شهامت اوست که این ویژگی او را ممتاز می‏کند. او جسارت تحول دارد. اگر به جمع‏بندی برسد که کاری باید انجام شود، یعنی مثلاً جریانات انقلابی به او بگویند جایی نقصی هست و باید برطرف شود، او نیز مثل احمدی‏نژاد آمادگی تحولات انقلابی و هزینه دادن برای این تحولات را دارد. جسور و شجاع است. حضور در دولت و قوه‏قضائیه و شورای نگهبان را تجربه کرده است. حقوق‏دان و یک چهره علوم انسانی است. ضعف‏ها و کاستی‏های دولت را می‏شناسد و به نقدهایی که تا کنون به دولت وارد بوده مثل بحث ایرانیت و اسلامیت واقف است. مثل احمدی‏نژاد ساده‏زیست است. منزل ایشان سمت میدان آزادی و برخی ایام هم محل روضه و عزاداری است. انسانی پاک و مخلص و باتقواست. کوچکترین شائبه‏ای مبنی بر تفکرات انحرافی و انحرافاتی که در خصوص مشایی مطرح است در ایشان وجود ندارد. ایشان حتی در مقابل برخی هجمه‏ها به آیت‏الله مصباح و حاج منصور ارضی نیز در همان مقاطع موضع داشته‏اند. انسانی ولایتمدار و انقلابی است. ادبیات مردمی و نخبگانی را همزمان داراست. به مفاهیم تمدنی و مطالبات اخیر رهبرانقلاب آشناست.

حقیر معتقدم حضور ایشان در عرصه انتخابات می‏تواند ظرفیت‏های اجرایی و گفتمانی جریان سوم‏تیر را تجمیع کند و جریان چهارمی با مختصاتی نو به مثابه ورژن جدید و به روز جریان سوم‏تیر بسازد. معتقدم ایشان می‏بایست با بهره‏گیری از همه ظرفیت‏ها مدل به روز سوم‏تیر را ارائه کند. از آنجا که مطالبه رهبرانقلاب کاهش نزاع قواست، مسیری جدید در فضای جدال‏های سیاسی کنونی بگشاید و با همان نگاه عقلانی نگاه‏ها را به سمت مطالبات رهبرانقلاب و فرمایشات ایشان به عنوان مرجع اقتباس مسیر حرکتِ امروز و مرجع به روز کردن جریان سوم‏تیر بکشاند.

ایشان با اتکاء به آشنایی‏شان با مقوله علوم‏انسانی می‏بایست حرکتی نو و تحولی جدی در زمینه کرسی‏های آزاداندیشی و نظریه‏پردازی شکل دهد و چون رهبرانقلاب که مدتی است جلساتی را با صاحب‏نظران در حوزه‏های مختلف نظیر عدالت و آزادی و... برگزار کرده‏اند، می‏بایست خود بانی تحولی جدی در این مسیر و داعیه‏دار جلسات نخبگانی عمیق باشد. ایشان باید نخبگان خانه‏نشین شده در این دولت را به میدان عمل بکشاند و نگاهی عمیق‏تر در خصوص پیشرفت و ابعاد مختلف آن را ضمیمه عزم و اراده کنونی برای کار و خدمت نماید.

نظر به اینکه ما با مقوله سبک زندگی به چهارمین گام حرکت، یعنی به مرحله جامعه اسلامی وارد شده‏ایم و اکنون نیاز است دو گام دولت اسلامی و جامعه‏اسلامی همزمان با هم پیگیری شود و پیش‏نیازهای مرحله جامعه اسلامی نیز بسان مرحله دولت اسلامی به یک مطالبه عمومی بدل گردد، ایشان می‏بایست مولد گفتمان انقلابی جدید در این عرصه باشد. گفتمانی که داده‏های جدید را فراگیر و مطالبه عموم و فرد فرد مردم کند. چه آنکه ما معتقدیم بدون جامعه اسلامی تحقق تام و کامل مقوله دولت اسلامی نیز ممکن نخواهد بود. حتی مقوله‏ای به نام اقتصاد اسلامی مبتنی بر نظریات اندیشمندان این رشته و نگاه چهره‏هایی چون شهید صدر در معنای واقعی کلمه‏اش نیازمند تحقق فرهنگ و مختصات دینی در درون جامعه است. مردم ما البته خوبند و یکی از ویژگی‏های مثبت احمدی‏نژاد که در دکتر الهام نیز هست مثبت‏نگری به مردم است اما نیازمند تحولات و مطالباتی جدید نیز هستیم تا یک گام به سمت جامعه آرمانی پیش برویم.

 

 دولت دکتر الهام می‏تواند بیش از همه دولتی فرهنگی باشد که البته با بهره‏گیری از ظرفیت‏های کارشناسی کنونی دولت و ظرفیت‏های جریاناتی چون جبهه پایداری و... تحولات اقتصادی و سیاسی و جهانی نیز مورد توجه جدی قرار گیرد. دکتر الهام می‏بایست نواقص دولت در مواجهه با انقلاب‏های منطقه و مواجهه با ظرفیت‏های جهانی را ترمیم کند و سیاست‏های جهانی انقلابی که اقتضای امروز است را تدوین و پیگیری نماید. او می‏تواند با بهره‏گیری از ظرفیت‏های موجود در دولت طرح تحول اقتصادی خصوصا گام‏های ارزشمندی چون هدفمندی یارانه‏ها و تحول در نظام بانکداری را به سرمنزل مقصود برساند. برای برداشتن این گام‏ها بهره بردن از توانمندی‏ها و تجربیات کنونی جزو الزامات عقلایی و قطعی است که دکتر الهام امکان این بهره‏برداری را دارد.

یک نمونه از نقش‏آفرینی دکتر الهام در عرصه سخن و خطابه را ما در همایشی که سال 88 در مصلی برگزار شد و احمدی‏نژاد به سبب ازدحام جمعیت نتوانست به جایگاه سخنرانی برسد را دیدیم. او خروشی مثال‏زدنی دارد و سعید قاسمی‏وار سخن می‏گوید. الهام در صورت لزوم مرد میدان‏های مناظره نیز خواهد بود. سادگی و آرامی و افتادگی‏اش همراه با این ظرفیت انقلابی او جمع اضداد را در او رقم زده است.

می‏دانم که تا کنون ایشان از طرح عنوان کاندیداتوری پرهیز داشته‏اند اما بر این باورم که اصرار به ایشان برای حضور در عرصه انتخابات می‏توان خلأ کنونی در نقش‏آفرینی یک کاندیدای انقلابی واجد معیارهای رهبرانقلاب را پر کند.

مراد ما از عقلانیت انقلابی این است که به جای ژست سیاسی گرفتن و بعد توجیه کردن آن ژست سیاسی و حجت ساختن برای تأیید و تکذیب و تخریب آن کمی بیاندیشیم. حق را ببینیم و خدا را در نظر بگیریم. و آنچه حق است بگوییم.

 

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 11:58 | لینک  | 

بسم الله الرحمن الرحیم                           

امام خمینی:

مجلس يك چيزى است كه در رأس همه امورى كه در كشور است واقع است. يعنى مجلس خوب همه چيز را خوب مى‏كند و مجلس بد همه چيز را بد مى‏كند.       صحيفه امام    ج‏18   ص 282   

همکاران گرامی نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی

سلام علیکم

همانطور که مطلعید کمیسیون تلفیق مجلس کلیات لایحه بودجه سال 1392 را رد و آنرا برای بررسی به صحن مجلس ارسال و در دستور روز جاری (سه شنبه 27 فروردین) قرار گرفته است . متاسفانه سخنگوی محترم کمیسیون نیز در برنامه ای که از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد اعلام نموده که در صورت رد کلیات در صحن، لایحه به دولت ارجاع داده خواهد شد!!!! اینجانب بدون آنکه قصد ورود به بحث در مورد ایرادات کمیسیون تلفیق به لایحه باشم ، این رای و تصمیم و اقدام کمیسیون را به شرحی که ذیلا به عرض خواهم رساند، واجد ایراداتی اساسی هم از نظر آیین نامه داخلی ،که هیئت رئیسه مجلس سوگند به اجرای بیطرفانه آن خورده اند، و هم از نظر منطقی می دانم که بدینوسیله به عرض شما و ملت شریف ایران می رسانم .

الف - ایرادات قانونی:

      بر اساس بند 3 ماده 186 آیین نامه داخلی که اشعار می دارد: "کمیسیون تلفیق موظف است حداکثر ظرف پانزده روز پس از پایان مهلت گزارش کمیسیون تخصصی، ضمن رسیدگی به گزارش کمیسیون های تخصصی گزارش نهایی خود را تنظیم و به مجلس شورای اسلامی تقدیم نماید. . ." حقی برای رد لایحه بودجه از طرف کمیسیون تلفیق در نظر گرفته نشده بلکه این کمیسیون موظف به رسیدگی به گزارش کمیسیون های تخصصی و رد یا قبول آنها بوده و موارد قبول شده را در لایحه تلفیق وارد و گزارش آن را به عنوان گزارش نهایی به مجلس برای تصمیم گیری ارئه می نماید.

همچنین در تبصره 3 ماده 186 که اشعار می دارد" در صورت عدم تصویب کلیات لایحه بودجه، (در صحن) فقط برای یکبار موضوع به کمیسیون تلفیق ارجاع می شود تا حداکثر ظرف هفتاد و دو ساعت گزارش اصلاحی خود را به مجلس ارائه نماید" روشن می شود که نقش کمیسیون تلفیق، به هم آوردن و ترکیب نمودن (تلفیق) پیشنهادات کمیسیونهای تخصصی با اصل لایحه بودجه است به نحوی که مورد قبول صحن علنی مجلس قرار گیرد و نه اظهار نظر در مورد اصل لایحه! و صحن مجلس هم تنها یک بار حق رد گزارش کمیسیون تلفیق و ارجاع آن به کمیسیون را دارد و هیچ جا سخنی از ارجاع لایحه بودجه ،که ضروری قطعی اداره کشور است، به دولت به میان نیامده و کمیسیون هم باید گزارش خود را اصلاح و برای تصویب به مجلس باز گرداند.

نکته دیگر آنکه آنچه باید از طرف کمیسیون تلفیق به مجلس ارسال گردد "گزارش نهایی" این کمیسیون است که حاصل رسیدگی به گزارش کمیسیونهای تخصصی است (گزارشی که با صرف وقت 15 روزه 290 نماینده در کمیسیونها قبل از ارائه به کمیسیون تلفیق حاصل شده ) نه کنار گذاشتن گزارشات تهیه شده کمیسیونها و اظهار نظر غیر نهایی در مورد اصل لایحه بودجه! بدیهی است اگر چنین حقی برای کمیسیون تلفیق متصور بود قانون گذار باید رسیدگی کمیسیون تلفیق را بر بررسی کمیسیونهای تخصصی و تهیه و ارائه پیشنهاد به تلفیق مقدم می داشت نه آنکه هزاران نفر ساعت کار انجام شود بدون آنکه تلفیق نیازی به آن برای اظهار نظر خود داشته باشد!

همکاران ارجمند! بر اساس ماده 147 آیین نامه داخلی اگر لایحه ای توسط کمیسیونی رد شد بایگانی می شود مگر آنکه پس از چاپ و توزیع گزارش کمیسیون ظرف یک ماه دولت از هیات رئیسه درخواست کند تا در دستور کار مجلس قرار گیرد. آیا لایحه بودجه را می شود به بایگانی فرستاد؟ آیا این به بن بست کشاندن کشور نیست؟

در دستور قرار گرفتن کلیات لایحه بودجه و بحث و بررسی آن مستلزم رعایت بند ج ماده 112 آیین نامه است که بر اساس آن باید "پس از نطق رئیس جمهور، سخنگوی کمیسیون گزارش خود را ارائه می دهد و سپس حداکثر 10 نفر از نمایندگان به عنوان مخالف گزارش کمیسیون و 10 نفر به عنوان موافق گزارش کمیسیون . . . . . . صحبت می کنند . . . . " آیا برنامه کاری مجلس در روز جاری اینگونه تنظیم شده است؟ ضمن آنکه همانطور که در بالا اشاره شد بر اساس تبصره 3 ماده 186 اگر کلیات لایحه توسط صحن رد شود باید به کمیسیون ارجاع شود تا حداکثر پس از 72 ساعت کمیسیون اصلاحات لازم را به عمل آورده و آن را به صحن برگرداند و اگر کلیات به تصویب صحن برسد بر اساس بند 4 ماده 186 که اشعار می دارد: "در جلسه علنی، پس از رسیدگی به کلیات بودجه و تصویب آن ، به پیشنهاد های مربوط به درآمدها و سایر منابع تامین اعتبار بودجه عمومی دولت رسیدگی و سقف آن به تصویب خواهد رسید. . . . " باید صحن وارد بحث جزئیات شده و دیگر راهکار قانونی برای برگشت به تلفیق وجود ندارد و عملا تمام زحمات کمیسیونهای تخصصی که حاصل زحمات عموم نمایندگان محترم است بدون بررسی و اظهار نظر تلفیق به بایگانی سپرده می شود!!!

ب- ایرادات منطقی

ارجاع لایحه ای که مجلس حق هرگونه دخل و تصرفی در آن را برای خود قائل است به چه منظور و هدف و منطقی صورت می گیرد؟ قطعا لایحه ای را که دولت به مجلس ارسال می کند از نظر خود دولت نیازی به حک و اصلاح ندارد ، پس آیا ارجاع آن به دولت نمی تواند موجب معطل ماندن کار بودجه کشور و ایجاد خلل در امور کشور و نظام و مردم گردد؟ نمایندگان مخالف شکل فعلی لایحه چه مانعی بر سر راه اصلاح و تغییر بودجه دارند؟ مگر در سالهای گذشته گاه حدود بیست بند لایحه ارسالی دولت پس از بررسی مجلس دارای صد و بیست بند نشد؟ مجلس که امکان و اختیار زیر و رو کردن بودجه را دارد از ارجاع لایحه به دولت چه هدفی را برآورده می کند که از دست خودش ساخته نیست؟

همکاران گرامی آیا می توان ترتیبی را که قانون گذار برای بررسی لایحه بودجه در ماده 186 آیین نامه ذکر نموده فاقد منطق دانست؟ پاسخ منفی است و قطعا بر ترتیب در نظر گرفته شده منطقی عقلایی حاکم است. در اینصورت آیا کمیسیون تلفیق مجاز است پس از هزاران ساعت کار کارشناسی کمیسیونهای تخصصی روی پیشنهادات انبوه نمایندگان همه این تلاشها را نادیده گرفته و به رد کلیات اصل لایحه بودجه بپردازد؟ در صورت جواز چنین امری چه ضرورتی داشت کمیسیون تلفیق قریب به چهل ؛ پنجاه روز صبر کند؟ این کمیسیون می توانست به محض وصول لایحه بودجه در 50 روز قبل کار خود را شروع و نسبت به کلیات اصل لایحه بودجه نظر رد خود را اعلام نماید تا اینهمه وقت مجلس و نمایندگان ملت تلف نشود!

همکاران ارجمند امیدوارم با پای بندی به آیین نامه و منطق، امروز اجازه طرح خلاف آیین نامه گزارش غیر قانونی کمیسیون تلفیق را ندهید و مجلس را از ورود به مسیری که حاصلی جز معطل گذاشتن کار موکلین ومردم نجیب ندارد حفظ نمایید.

لازم به ذکر است که پس از تهیه این مطلب مطلع شدم معاونت محترم قوانین مجلس نیز طی نامه ای به ریاست مجلس ماجرای رخ داده را خلاف مواد مختلف آیین نامه دانسته و پیشنهاد بازگشت لایحه به کمیسیون تلفیق برای انجام وظیفه قانونی را داده اند که انشاالله آن نامه نیز برای اطلاع شما همکارات تکثیر و توزیع گردد.

والسلام علیکم و رحمه الله

 

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 23:39 | لینک  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

رهبر معظم انقلاب در تاریخ 8/3/1390 در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی فرمودند:

"يك تقواى جمعى هم داريم. تقواى جمعى اين است كه جمعها مراقب خودشان باشند. جمع به حيث جمع، مراقب خودشان باشند. بى‌مراقبتى جمعها نسبت به مجموعه‌ى خودشان، موجب ميشود كه حتّى آدمهائى هم كه در بين آن جمعها تقواى فردى دارند، با حركت عمومىِ آن جمعها بغلتند و به جائى بروند كه نميخواهند. در طول اين سى سال، ما از اين ناحيه ضربه خورده‌ايم. يكى از جاهائى كه ضعف نشان داده‌ايم، همين بوده.

 در دهه‌هاى قبل، يك جريانى در كشور وجود داشت به نام جريان چپ. آنها شعارهاى خوبى هم ميدادند، اما خودشان را مراقبت نكردند و تقواى جمعى به خرج ندادند. در ميانشان آدمهائى بودند كه تقواى فردى هم داشتند، اما نداشتن تقواى جمعى، كار آنها را به جائى رساند كه فتنه‌گرِ ضد امام حسين و ضد اسلام و ضد امام و ضد انقلاب توانست به آنها تكيه كند! آنها نيامدند شعار ضد امام و ضد انقلاب بدهند، اما شعار دهنده‌ى ضد امام و ضد انقلاب توانست به آنها تكيه كند؛ اين خيلى خطر بزرگى است. آنها غلتيدند. بنابراين تقواى جمعى لازم است."

روزنامه تهران امروز در صفحه سوم روز پنجشنبه 22 فروردین خود در مطلبی تحت عنوان "رئيس‌جمهور بعدي ايران، فرزند كيست؟" ظاهرا به واکاوی شخصیت و شغل پدر و ممری که از آن محل نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری رشد و نمو یافته اند پرداخته، اما در این راستا با ضابطه یکسان عمل ننموده و با حذف و اضافه و تحریف به نوعی موجب ایجاد شبهه در شخصیت پدر و در نتیجه در شخصیت خود نامزد مربوطه شده است. برای مثال در مورد شغل پدر تعدادی از نامزدها که حضور خود را قطعی اعلام کرده اند هیچ مطلبی بیان ننموده از آن جمله به شغل پدر آقایان متکی ، پورمحمدی، رضایی، سعیدی کیا، عارف و حاج بابایی هیچ اشاره ای ننموده در حالیکه متعرض نامزدی شده که به قول خود نویسنده نامزد احتمالی است و نوشته "ایشان تاكنون درباره پدرش در جايي سخن نگفته است! " با همین علامت "!" در انتها. و یا در مورد آقای حداد عادل که در ائتلاف 3 نفره رقیب قالیباف است تنها به ذکر نام پدر حداد اشاره می کند ولی از پدر بزرگ ایشان شرح مبسوطی می دهد ولی به هر حال شغل پدر آقای حداد را مسکوت می گذارد و خواننده تنها در می یابد که ایشان "رضا زاده" هستند!! در مورد شغل پدر آقای کواکبیان به نوعی مطلب نوشته شده که می توان گفت ایشان "متدین زاده" بوده اند و لی اینکه از چه راهی امرار معاش می کردند و روزی آقا مصطفی را تامین می کردند، مسکوت گذاشته شده ایضا در مورد آقای محمد شریعتمداری خواننده تنها متوجه می شود که ایشان "رنجدیده رژیم ستم شاهی زاده " هستند ولی ممری که با آن آقای شریعتمداری بزرگ شده اند بیان نشده است. در مورد بقیه نامزدهایی که در نوشتار مذکور نام برده شده اند نیز خواننده متوجه می شود که یا "روحانی زاده" و یا "رفتگرزاده" و یا "کارمند زاده شمیرانی!" و یا "نانوا و خشکبارفروش و شوفرزاده" و یا "مغزه سرگذرمحله دار زاده" بوده اند!

یقینا مقصود نویسنده این مطلب برخلاف آنچه در عنوان سعی در القاء آن دارد نمی تواند معرفی شغل و شخصیت اجتماعی پدران نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری باشد بلکه در رفتاری ناصواب اگر نگوییم توهین به تخیف و تحقیر برخی نامزدها پرداخته است و این خلاف "تقوای جمعی" است و این چیزی است که باید نامزدها و خصوصا میراث داران جبهه و جهاد در زیر مجموعه خود به شدت عاملان آن را طرد نمایند.

نکته دیگر آنکه، اگرچه بهتر است و شاید ضروری باشد که نامزدهای هر مسئولیتی در نظام مقدس جمهوری اسلامی از خانواده های خوشنام و متدین باشند اما نباید از این نکته هم غافل شد که این شرط کافی نبوده و بر اساس مثل معروف:  گیرم پدر تو بود فاضل / از فضل پدر تو را چه حاصل و یا  پسر نوح با بدان بنشست/ خاندان نبوتش گم شد،  باید بر اساس آموزه های محکم در فرمایشات امام رحمه الله علیه حال فعلی هرکس در نظر گرفته شود حتی اگر آن فرد  فرزند فاضل، با تقوا و متعهد امام از سوی خود آن روح الهی نامیده شده باشد .

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 13:6 | لینک  | 

این را همه بدانند كه آنچه ما برای رئیس‌جمهور آینده نیاز داریم، عبارت است از امتیازاتی كه امروز وجود دارد، منهای ضعفهائی كه وجود دارد.

این را همه توجه كنند؛ رئیس‌جمهورِ هر دوره‌ای باید امتیازات كسبی و ممكن‌‌الحصول رئیس‌جمهور قبلی را داشته باشد، ضعفهای او را نداشته باشد.

 آن چیزهائی كه امروز برای دولت و برای رئیس‌جمهور نقاط قوّت محسوب میشود، اینها باید در رئیس‌جمهور بعدی وجود داشته‌ باشد، اینها را باید در خود تأمین كند؛ آن چیزهائی كه امروز نقاط ضعف شناخته میشود ــ كه ممكن است شما بگوئید، من بگویم، دیگری بگوید ــ این نقاط ضعف را باید از خود دور كند.

یعنی ما در سلسله‌‌ی دولتهائی كه پشت سر هم می‌آیند، بايد رو به پیشرفت باشیم، رو به تعالی و تكامل باشیم، تدریجاً بهترینهای خودمان را بفرستیم؛

هر كسی می‌آید،

پایبند به انقلاب،

پایبند به ارزشها،

پایبند به منافع ملی،

پایبند به نظام اسلامی،

پایبند به عقل جمعی،

پایبند به تدبیر باشد.

اینجوری باید این كشور را اداره كرد. كشور، كشور بزرگی است؛ ملت، ملت باعظمتی است؛

مسائل تشویق كننده و مبشّر، فراوان است؛

مشكلات هم بر سر راه هر ملتی، و از جمله بر سر راه ما وجود دارد.

آن كسانی كه آماده‌ی این میدان میشوند، بايد با كمال قوّت، با كمال قدرت، با توكل به خدا، با اعتماد به توانائی‌های این ملت پیش بروند.

·         * * * * * * * * * * * **

در سال 91 پيشرفتهائی صورت گرفت

كه در مقايسه‌ی با سالهای قبل هم، سال 91 يك سال برجسته‌ای است.

كارهای زيربنائيِ انبوهی صورت گرفت؛

در زمينه‌ی راه،

در زمينه‌ی انرژی،

در زمينه‌ی كشف منابع جديد نفت،

در زمينه‌ی كشف منابع جديد اورانيوم،

در زمينه‌ی ايجاد و توسعه‌ی نيروگاه و پالايشگاه

و ده‌ها كار صنعتی بزرگ؛ كه اينها همه زيرساختهای اقتصادی آينده‌ی كشور است.

بله، ما اگر چنانچه اين زيرساختها را از قبل فراهم كرده بوديم، تحريم دشمن همين مقدار اثر منفی را هم كه كرد، نميكرد.

اين كارها را ما انجام داديم و توانستيم پابه‌پای دشمنی و تحريم دشمنان، در جهت مثبت جلو برويم.

كارهای بزرگی انجام گرفت؛

يك قلم، پيشرفتهای بزرگ علمی در طول سال 91 است.

در زمينه‌ی علم و فنّاوری كارهائی شد كه حقيقتاً چشم‌پُركن و برای انسانی كه معتقد به آينده‌ی كشور است، خرسندكننده و خوشحال‌كننده است.

يعنی همين سالی كه خواستند بر ملت ايران سخت بگيرند،

جوانان عزيز ما، دانشمندان ما ماهواره‌ی ناهيد را به فضا فرستادند؛

كاوشگر پيشگام را با موجود زنده به فضا فرستادند؛

جنگنده‌ی فوق پيشرفته ساخته شد.

اهميت هر كدام از اينها به قدری است كه جا دارد يك ملت برای هر يك از اینها اظهار خوشحالی و خرسندی كند، برايش سرود بسازند، جشنواره درست كنند. كارها چون متراكم است، درست تبليغ نميشود و خبررسانيِ كاملی هم انجام نميگيرد.

وقتی كه اين موجود زنده به فضا فرستاده شد و سالم برگشت، آنقدر اين قضيه برای دانشمندان دنيا و ناظران بين المللی تعجب‌آور بود كه اول انكار كردند؛ ولی بعد كه ديدند چاره‌ای نيست و حقايق و نشانه‌های درستی و واقعيت را مشاهده كردند، مجبور شدند كه قبول كنند.

در حوزه‌ی سلامت و مهندسی پزشكی كارهای بزرگی انجام گرفت كه مربوط به سلامت مردم است.

در زمينه‌ی زيست‌فنّاوری در منطقه اول شديم. كارهای تخصصی برجسته‌ای در اين زمينه انجام گرفت و اقلام متعدد داروئی بر اين اساس توليد شد.

اين همان سالی است كه بر ملت ايران سخت گرفتند، برای اينكه او را از زندگی و از همه‌ی فرآورده‌های استعداد بشری محروم كنند.

در همين سال،

در حوزه‌ی نانوفنّاوری ــ كه يك انقلاب در زمينه‌ی فنّاوری و صنعت است ــ رتبه‌ی اول را در منطقه پیدا كردیم.

 در همین سال،

در چندین حوزه‌ی علمیِ مهم، مقام اول تولید علم در منطقه بوديم.

در ركوردهای علم و تولید علمی، در انتشار مقالات علمی، در سرعت پیشرفت علمی، در سهم كشور در تولیدات علمیِ كل جهان، شاهد پیشرفت بودیم.

در مسابقات علمیِ فنّاورانه‌ی دانشجویان،

كشور نسبت به سال گذشته سی و یك درصد رشد داشت.

در سال 91،

تعداد دانشجو به قدری افزایش پیدا كرد كه بیست و پنج برابر اول انقلاب، ما امسال دانشجو داریم. بیست و پنج برابر اول انقلاب، دانشجويان در كشور مشغول تحصیل هستند. اینها پیشرفتهای عظیم ملت ایران است

. در حوزه‌ی آب،

در حوزه‌ی محیط زیست،

در سلولهای بنیادی،

در انرژی‌های نو،

در گیاهان داروئی،

در انرژی هسته‌ای،

كشور توانست به پیشرفتهای بزرگی دست پیدا كند.

اینها همه مربوط به آن سالی است كه دشمنان ملت ایران همه‌ی تلاش خود را بسیج كردند تا ملت ایران را از كار بیندازند.

حوادث سال 91 درس بزرگی به ما میدهد؛ این درس این است كه یك ملت زنده از تهدید و فشار و سختگیری دشمن هرگز به زانو در نخواهد آمد. برای ما و برای همه‌ی كسانی كه مسائل ايران را دنبال ميكنند، معلوم شد كه آنچه برای يك ملت مهم است، تكيه به استعداد درونی خود، توكل به خدای بزرگ، اعتماد به خود و عدم تكيه‌ی به دشمنان است؛ اين است كه ميتواند يك ملت را به جلو ببرد.

سال 91 برای ما يك ميدان رزمايش بود، يك ميدان تمرين بود. به كوری چشم دشمن، ما ملت ايران فلج كه نشديم، در اين ميدان رزمايش توانستيم از خودمان برجستگی‌هائی را هم  نشان دهيم. البته ضعفهای خودمان را هم شناختيم؛ خاصيت رزمايش اين است. در يك تمرين رزمی و در يك رزمايش، يك مجموعه‌ی رزمی، هم قوّتهای خود را ميشناسد، هم ضعفهای خود را ميشناسد و آنها را برطرف ميكند.

ما ضعفهای خودمان را هم شناختيم.

ضعف ما در اقتصاد، كه به سختيِ معيشت گروه‌هائی از مردم منتهی شد، عبارت است از

وابستگی به نفت ــ كه عرض كردم اين يكی از ضعفهای ما است ــ

بی‌اعتنائی به سياستهای كلان اقتصادی،

و سياستها و تصميم‌گيری‌های پی‌در‌پيِ روزمرّه. مسئولين كشور ــ

مسولينِ امروز و بخصوص مسئولين آينده كه بعد از انتخاباتِ امسال بر سر كار خواهند آمد ــ به اين نكته توجه كنند؛ كشور بايد سياست اقتصاديِ كلانِ روشن و مدوّن و برنامه‌ريزی‌شده داشته باشد؛ حوادث گوناگون نتواند تغيير و تبديلی در آن ايجاد كند.

درس بزرگ ديگر ما اين بود كه بنيه‌ی كشور قوی است. وقتی بنيه قوی شد، تأثيرات خصمانه‌ی دشمنان به حداقل ميرسد.

اگر مسئولين كه در اين كشور بزرگ و با اين بنيه‌ی قوی، مسئوليت را پذيرفتند،

با تدبير كار كنند،

مديران با هم باشند، با هم فعاليت كنند ــ توصيه‌ای كه ما هميشه به مسئولين و مديران كشور ميكنيم ــ

با حزم و تدبير عمل كنند،

آن وقت ميتوانيم از هر تهديدی يك فرصتی بسازيم؛

همچنان كه در سال 91 از تهديدهای دشمن فرصت ساختيم و توانستيم به طرف جلو حركت كنيم.

آنچه كه مسئولين كشور و ملت عزيز ما در سال 91 انجام دادند، ان‌شاءالله بايد آثار آن در زندگی مردم، در آينده و در سالهای بعد خود را نشان دهد و نشان خواهد داد.

البته اقتصاد مسئله‌ی مهمی است كه بنده در اين چند سال پی‌در‌پی بر روی آن تكيه كرده‌ام، اما تنها مسئله هم مسئله‌ی اقتصاد نيست؛

امنيت كشور مهم است،

سلامت مردم مهم است،

پيشرفتهای علمی مهم است و اساس كار و زيربنای كار است ــ كه اگر چنانچه در كشور علم پيشرفت كند، همه‌ی كارهای بعدی آسان خواهد شد ــ

استقلال و عزت ملی برای كشور مهم است،

زيردست نبودن يك ملت و ارباب نداشتن يك ملت مهم است،

نفوذ و اقتدار منطقه‌ای يك ملت و يك كشور پشتوانه‌ی استقلال و امنيت كشور است و مهم است.

در همه‌ی اين موارد، ما پيشرفت داشتيم؛

هم در زمينه‌ی امنيت،

هم در زمينه‌ی سلامت،

هم در زمينه‌ی نفوذ بين‌المللی،

هم در زمينه‌ی تسلط بر حوادث گوناگونی كه بر كشور و بر منطقه جاری است.

·         * * * * * * * * * * * * * ***

البته من اين را بگويم ــ اين را يك بار ديگر هم چند ماه قبل از اين گفتم ــ كه آمريكائی‌ها اظهار خوشحالی كردند و  گفتند كه فلانی اعتراف كرد كه تحريمها اثر گذاشته. بله، تحريمها بی‌اثر نبود؛ ميخواهند خوشحالی كنند، بكنند. تحريمها بالاخره اثر گذاشت؛ اين هم يك اشكال اساسی در خود ما است

. اقتصاد ما دچار اين اشكال است كه وابسته‌ی به نفت است. ما بايد اقتصاد خودمان را از نفت جدا كنيم؛ دولتهای ما در برنامه‌های اساسيِ خودشان اين را بگنجانند.

من هفده هجده سال قبل به دولتی كه در آن زمان سر كار بود و به مسئولان گفتم  كاری كنيد كه ما هر وقت اراده كرديم، بتوانيم درِ چاههای نفت را ببنديم. آقايانِ به قول خودشان "تكنوكرات" لبخند انكار زدند كه مگر ميشود؟! بله، ميشود؛ بايد دنبال كرد، بايد اقدام كرد، بايد برنامه‌ريزی كرد. وقتی برنامه‌ی اقتصادی يك كشور به يك نقطه‌ی خاص متصل و وابسته باشد، دشمنان روی آن نقطه‌ی خاص تمركز پيدا ميكنند. بله، تحريمها اثر گذاشت، منتها نه آن اثری را كه دشمن ميخواست؛ كه من حالا اين مسئله را شرح خواهم داد. اين در مورد كار اقتصادی بود.

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 5:9 | لینک  |